henchmen


معنی: ملتزمین
شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

ملتزمین (اسم)
escort, suite, attendance, retinue, henchmen, cortege, disciples, followers

پیشنهاد کاربران

تبهکاران

Ceiminals
دار و دسته، حواریون ( اصطلاحا، یاران صمیمی، نه حواریونِ عیسی ع )
دسته چماقدار
سرسپردگان
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما