helpmeet

/ˈhelpmiːt//ˈhelpmiːt/

معنی: کمک، همدست زن، زن یاور
معانی دیگر: رجوع شود به: helpmate، معاون

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a helpmate.

مترادف ها

کمک (اسم)
support, accommodation, hand, adjoint, aid, service, help, assistance, helping, helper, assistant, succor, adjutant, subservience, avail, mate, relief, seconder, subserviency, furtherance, helpmeet, succorer

همدست زن (اسم)
helpmeet

زن یاور (اسم)
helpmeet

انگلیسی به انگلیسی

• helpmate, partner, companion, spouse

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• همیار / یاور / همراه ( به ویژه همسر )
• کسی که به عنوان یک شریک حمایت کننده عمل می کند
• ( در کاربرد کهن ) همسری که کمک رسان و مناسب برای دیگری باشد
🔸 مثال ها:
She was his constant helpmeet throughout their marriage.
...
[مشاهده متن کامل]

او در طول زندگی مشترکشان، همیشه یار و یاور او بود.
He considered her his helpmeet in all life's challenges.
او او را در تمام چالش های زندگی، شریک و پشتیبان خود می دانست.
In his business, he found a reliable helpmeet.
او در کارش، یک همکار و یاور قابل اعتماد یافت.

کمک، همدست زن