help down

انگلیسی به انگلیسی

• aid in coming down, assist in descending

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کمک کردن برای پایین آمدن
• راهنمایی کردن در فرود یا پایین رفتن ( از ارتفاع یا وسیله ی نقلیه )
• ( در کاربرد مجازی ) حمایت کردن برای عبور از یک مرحله ی دشوار
🔸 مثال ها:

...
[مشاهده متن کامل]

He helped the old lady down from the bus.
او به پیرزن کمک کرد تا از اتوبوس پیاده شود.
The guide helped the climbers down the steep slope.
راهنما به کوهنوردان کمک کرد تا از شیب تند پایین بیایند.
Can you help me down with this heavy suitcase?
می توانی به من کمک کنی این چمدان سنگین را پایین بیاورم؟
The therapist helped her down from the panic attack.
درمانگر به او کمک کرد تا از حمله ی وحشت عبور کند ( خود را پایین بیاورد ) .

1 - سرازیر شدن یا کردن کمک ها به مناطق اسیب دیده از قبیل سیل . طوفان و غیره