🔸 معادل فارسی:
• یه عالمه به هم ریختگی
• اوضاع حسابی خراب
• یک فاجعه ی تمام عیار
• ( در زبان محاوره ) یک کابوس تمام عیار
🔸 مثال ها:
( بعد از مهمانی ) You should see the kitchen; it's a hell of a mess after last night's dinner.
... [مشاهده متن کامل]
باید آشپزخونه رو ببینی؛ بعد از شام دیشب یه عالمه به هم ریختگی شده.
( پروژه ) The company's finances are a hell of a mess after that bad investment.
حساب های شرکت بعد از اون سرمایه گذاری بد، حسابی به هم ریخته .
( زندگی ) My life has been a hell of a mess since I lost my job.
زندگی م از وقتی کارم رو از دست دادم، یک کابوس شده.
( طنز ) Well, this is a hell of a mess you've gotten us into!
خوب، این یه فاجعه ی تمام عیاره که ما رو توش انداختی!
• یه عالمه به هم ریختگی
• اوضاع حسابی خراب
• یک فاجعه ی تمام عیار
• ( در زبان محاوره ) یک کابوس تمام عیار
🔸 مثال ها:
( بعد از مهمانی ) You should see the kitchen; it's a hell of a mess after last night's dinner.
... [مشاهده متن کامل]
باید آشپزخونه رو ببینی؛ بعد از شام دیشب یه عالمه به هم ریختگی شده.
( پروژه ) The company's finances are a hell of a mess after that bad investment.
حساب های شرکت بعد از اون سرمایه گذاری بد، حسابی به هم ریخته .
( زندگی ) My life has been a hell of a mess since I lost my job.
زندگی م از وقتی کارم رو از دست دادم، یک کابوس شده.
( طنز ) Well, this is a hell of a mess you've gotten us into!
خوب، این یه فاجعه ی تمام عیاره که ما رو توش انداختی!
گند کاری
وضعیت بسیار بد