heedless

/ˈhiːdləs//ˈhiːdləs/

معنی: بی پروا، غافل
معانی دیگر: بی اعتنا، بی توجه، حرف نشنو
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: heedlessly (adv.), heedlessness (n.)
• : تعریف: careless or reckless.
مترادف: careless, incautious, oblivious, reckless, regardless, unmindful
متضاد: careful, cautious, heedful, mindful, wary
مشابه: blind, deaf, inattentive, mindless, rash, thoughtless

- Heedless of the risks, he set off on his dangerous mission.
[ترجمه ترگمان] به خاطر این خطر، او ماموریت خطرناک خود را آغاز کرد
[ترجمه گوگل] بدون توجه به خطرات، او در ماموریت خطرناک خود قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Heedless of time or any other consideration, they began to search the underwater cave.
[ترجمه ترگمان]به مرور زمان و یا هر نظر دیگری، آن ها شروع به گشتن غار زیر آب کردند
[ترجمه گوگل]بدون توجه به زمان و یا هر گونه توجه دیگر، آنها شروع به جستجو در غار در زیر آب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. O'Hara rode on, heedless of danger.
[ترجمه ترگمان]ای اوها را، بی آن که توجهی به خطر داشته باشد، به راه خود ادامه داد
[ترجمه گوگل]O'Hara سوار بر راننده، بدون توجه به خطر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She stood glued to the radio, heedless of the ordered bustle about her.
[ترجمه ترگمان]بی آن که توجهی به the که در اطرافش بود، به رادیو چسبانده بود
[ترجمه گوگل]او ایستاده بود به رادیو، بدون توجه به شلوغی مرتب در مورد او ایستاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Heedless destruction of the rainforests is contributing to global warming.
[ترجمه ترگمان]نابودی جنگل های بارانی به گرم شدن جهانی کمک می کند
[ترجمه گوگل]نابودی حوادث جنگل های بارانی به گرم شدن کره زمین کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He darted forward, heedless of the flailing hooves and cursing rider and struck out towards her with his placard.
[ترجمه ترگمان]به سرعت به پیش دوید و بدون آنکه توجهی به اسب خود کند و به او فحش می داد و با placard به سوی او می آمد
[ترجمه گوگل]او به سمت جلو حرکت کرد، بدون در نظر گرفتن کج های خسته کننده و سوار شدن لعنت شده و با تابلوهای خود به سمت او حرکت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They must tread ever forward, regardless of discomfort, heedless of exhaustion.
[ترجمه ترگمان]بدون توجه به خستگی بی آنکه توجهی به خستگی داشته باشند، باید پا به جلو بگذارند
[ترجمه گوگل]آنها باید بدون در نظر گرفتن ناراحتی، بدون توجه به خستگی، به جلو بروند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Surely not . . . She ran upstairs again, heedless of the dolphin thrashing wetly on the upper landing.
[ترجمه ترگمان]مسلما نه … او دوباره به طبقه بالا دوید، بی توجه به دلفین که در پاگرد بالای پله ها قرار داشت
[ترجمه گوگل]مطمئنا نه او دوباره به طبقه بالا میرفت، بدون توجه به دلفین که به طور مرتب در فرود اضافی فرود میآمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. All his life, he enjoyed heedless and extreme practical jokes.
[ترجمه ترگمان]او در تمام مدت عمرش از شوخی های بی اعتنا و افراطی لذت می برد
[ترجمه گوگل]تمام عمر او از جوک های عملی و بی رحمانه لذت برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Morel was rather a heedless man(sentence dictionary), careless of danger. So he had endless accidents.
[ترجمه ترگمان]مو رل مرد بی پروای (فرهنگ لغت)بود و اعتنایی به خطر نداشت بنابراین حوادث بی پایان داشت
[ترجمه گوگل]مورل به جای یک مرد بی حوصله (فرهنگ لغت جمله)، بی دقت از خطر است بنابراین او حوادث بی پایان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They are as heedless and as indolent as cats.
[ترجمه ترگمان]آن ها مثل گربه بی اعتنا و تنبل هستند
[ترجمه گوگل]آنها به اندازه گربه ها بی حوصله و بی حوصله هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Heedless of the growing thunder and the great drops that began to splash around her, she remained there.
[ترجمه ترگمان]از رعد و برق و قطرات درشت باران که در اطرافش جریان داشت، همچنان در همان جا مانده بود
[ترجمه گوگل]بدون توجه به رعد و برق روزافزون و قطره های بزرگ که در اطرافش افتاد، او آنجا باقی ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He is heedless of the consequences.
[ترجمه ترگمان]او بی توجه به عواقبش است
[ترجمه گوگل]او از عواقب ناامید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Wanting caution or discretion ; heedless of consequences; rash; reckless.
[ترجمه ترگمان]احتیاط یا احتیاط، بی اعتنا به عواقبش؛ بی پروا؛ بی پروا
[ترجمه گوگل]خواهان احتیاط یا اختیار؛ بدون توجه به پیامدها؛ راش؛ بی پروا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Madame Olenska, heedless of tradition, was attired in a long robe of red velvet.
[ترجمه ترگمان]مادام Olenska که اعتنایی به رسوم و رسوم نداشت جامه مخمل سرخ رنگی به تن داشت
[ترجمه گوگل]مادام Olenska، بدون توجه به سنت، در لباس بلند لباس مخملی قرمز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Heedless of our advice, he went a swim and drowned.
[ترجمه ترگمان]به نصیحت ما گوش کن، اون شنا کرد و غرق شد
[ترجمه گوگل]بدون توجه به توصیه ما، او رفت و شنا کرد و غرق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بی پروا (صفت)
adventurous, reckless, unscrupulous, heady, headlong, audacious, brave, bold, confident, foolhardy, fearless, dashing, rash, heedless, daredevilish, insouciant, hare-brained, inconsiderate, impetuous, incautious, irregardless, unadvised, slapdash, temerarious

غافل (صفت)
unaware, neglectful, careless, negligent, inattentive, heedless

به انگلیسی

• unmindful, oblivious, thoughtless, rash
if you are heedless of someone or something, you do not take any notice of them; a formal word.

پیشنهاد کاربران

بی ملاحظه
بی اعتنا, بی توجه
Pay heed= pay attention
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما