hedge

/ˈhedʒ//hedʒ/

معنی: مانع، حصار، پرچین، چپر، راه بند، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، از زیر در رفتن، احاطه کردن، طفره زدن
معانی دیگر: (دیواره یا نرده ای که از گیاهان سبز مانند شمشاد درست شده باشد) پرچین، سیبه، دیوارگیاهی، (مجازی) مانع، جلوگیر، رادع، بازدار، جداکن، سواکن، سد، بند، دیوار دفاعی، خط پدآفند، وابسته به یا نزدیک به پرچین، پرچین مانند، پرچینی، چپری، پرچین ساز، نامرغوب، بنجل، درجه ی سه، واخورده، لکنته، فقیرانه، پرچین دار کردن، چپر ساختن، دیوار گیاهی ساختن، (معمولا با: in) مانع ساختن، جلوگیری کردن، دیوار پدافندی ایجاد کردن، (مانند حصار یا پرچین) احاطه کردن، محافظت کردن، (بازرگانی و قمار - با انجام معاملات متعادل کننده از خسارت کاستن یا جلوگیری کردن) دادو ستد تاءمینی کردن، زینهارگری کردن، طفره رفتن، سردواندن، امروز و فردا کردن، تاءخیر و تعلل کردن، (خود را) پنهان کردن، پنهان شدن، سنگر گرفتن، (پشت حصار یا پرچین) خف کردن، خارپشته، اززیر چیزی در رفتن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a solid row of bushes, often used to mark a boundary.

- The property is bordered by a hedge of boxwood.
[ترجمه گوگل] این ملک با پرچینی از شمشاد محدود شده است
[ترجمه ترگمان] یکی از property در حاشیه درخت boxwood است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a means of limiting the extent of possible loss by acting ahead of time to compensate for it.
مشابه: precaution
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: hedges, hedging, hedged
(1) تعریف: to protect (risks) against failure by acting ahead of time to compensate for or limit possible loss.

- I hedged my bets at the racetrack.
[ترجمه گوگل] من شرط هایم را در پیست مسابقه پرچین کردم
[ترجمه ترگمان] من با طفره رفتن از شرط های خود در مسابقه راه افتادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She hedged the contract with a contingency clause.
[ترجمه گوگل] او قرارداد را با یک بند احتمالی پوشش داد
[ترجمه ترگمان] اون با یه بند مخصوص قرارداد بسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to enclose or mark off as with a boundary such as a hedge (usu. fol. by in).

- Tall weeds hedged in the playing field on three sides.
[ترجمه گوگل] علف های هرز بلند در زمین بازی از سه طرف پرچین شده اند
[ترجمه ترگمان] علف های بلند قد برافراشته در میدان بازی نشسته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to avoid commitment to a position or opinion by qualifying or evading; equivocate.
مشابه: equivocate

- When asked for an answer, he hedged, saying that he needed to discuss the matter with his colleagues.
[ترجمه گوگل] هنگامی که از او برای پاسخ خواسته شد، او هدر داد و گفت که باید این موضوع را با همکارانش در میان بگذارد
[ترجمه ترگمان] هنگامی که از او درخواست پاسخ شد، او طفره رفت و گفت که باید در مورد این موضوع با همکاران خود بحث و تبادل نظر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. hedge one's bets
دو دوزه زدن،زینهارگری کردن،دادوستد تاـمینی کردن

2. hedge somebody in
محدود کردن،احاطه کردن،دست و پاگیر شدن (برای کسی)

3. hedge someone (or something) about
دست و پای کسی را بستن،احاطه کردن،مانع کار شدن

4. a hedge against inflation
مانعی در برابر تورم

5. a hedge plant
گیاه پرچینی (یا پرچین ساز)

6. a hedge tavern
میخانه ی درجه سه

7. a tall hedge separated our field from the vineyard
یک پرچین بلند کشتزار ما را از تاکستان جدا می کرد.

8. a high stone hedge extended around the garrison
دیواره ی سنگی بلندی دور تا دور پادگان امتداد داشت.

9. our newspaper will never hedge on public matters
روزنامه ی ما هرگز در مورد امور همگانی تعلل نخواهد کرد.

10. the deer jumped over the hedge
آهو از روی چپر پرید.

11. he bought gold in order to hedge against inflation
او برای حفظ خود در برابر تورم،اقدام به خریدن طلا کرد.

12. he remembered that the gods would hedge his family
به خاطر آورد که خدایان از خانواده ی او حراست خواهند کرد.

13. the little girl bobbed down behind the hedge
دخترک پرید پشت پرچین.

14. a line of tanks presented a good defensive hedge
یک صف تانک دیواره ی دفاعی خوبی را تشکیل می داد.

15. To hedge about a partnership of love with control by law would be to destroy its base of trust in one another.
[ترجمه گوگل]محافظت از شراکت عشق با کنترل توسط قانون به معنای از بین بردن پایه اعتماد آن به یکدیگر است
[ترجمه ترگمان]در مورد شراکت عشقی که در قانون عشق با قانون ایجاد می شود، نابود کردن پایگاه و اعتماد به یکدیگر خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. A hedge forms the division between her land and mine.
[ترجمه گوگل]یک پرچین تقسیم بین زمین و زمین او را تشکیل می دهد
[ترجمه ترگمان]یک حصار بین زمین و زمین من شکل می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. She hacked at the hedge with the shears.
[ترجمه گوگل]او پرچین را با قیچی هک کرد
[ترجمه ترگمان]با قیچی باغبانی پرچین را هک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Along the river bank there is a hedge.
[ترجمه گوگل]در امتداد ساحل رودخانه یک پرچین وجود دارد
[ترجمه ترگمان]در امتداد ساحل رودخانه یک پرچین وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The garden is surrounded by a hedge in which many small creatures can live.
[ترجمه گوگل]باغ توسط پرچینی احاطه شده است که موجودات کوچک زیادی می توانند در آن زندگی کنند
[ترجمه ترگمان]باغ با پرچینی احاطه شده که بسیاری از موجودات کوچک می توانند زندگی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. You can hedge against redundancy or illness with insurance.
[ترجمه گوگل]شما می توانید با بیمه در برابر افزونگی یا بیماری محافظت کنید
[ترجمه ترگمان]شما می توانید در برابر redundancy یا بیماری با بیمه زندگی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. She wanted to cut down the hedge, but her neighbour objected.
[ترجمه گوگل]او می خواست پرچین را قطع کند، اما همسایه اش مخالفت کرد
[ترجمه ترگمان]می خواست پرچین را قطع کند، اما همسایه اش مخالفت می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Buying gold may be a hedge against inflation.
[ترجمه گوگل]خرید طلا ممکن است مانعی در برابر تورم باشد
[ترجمه ترگمان]خرید طلا می تواند پرچینی در مقابل تورم باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مانع (اسم)
stay, bar, hitch, let, shackle, fetter, dyke, dike, balk, hindrance, obstacle, barrier, impediment, hurdle, embargo, barricade, bamboo curtain, hedge, handicap, curtain, blockage, setback, drawback, snag, massif, crimp, lock, encumbrance, hindering, holdback, stumbling block

حصار (اسم)
fort, hag, enclosure, enceinte, fold, barrier, fencing, fence, barracoon, wall, hedge, haw, cramp, kraal, inclosure, paddock

پرچین (اسم)
paling, fence, hedge, haw, riveting, palisade

چپر (اسم)
fence, hedge, wattle

راه بند (اسم)
hedge

پرچین ساختن (فعل)
hedge

خاربست درست کردن (فعل)
hedge

از زیر در رفتن (فعل)
hedge

احاطه کردن (فعل)
envelop, circle, ring, sphere, skirt, beset, hoop, orb, hedge, encircle, beleaguer, hem, corral, encompass, girdle, environ, pale, cincture, circuit, clip, whelm, ensphere, impale, insphere, laager

طفره زدن (فعل)
swerve, dodge, elude, evade, shirk, stall, hedge, dally, wriggle

انگلیسی به انگلیسی

• row of bushes forming a fence or boundary; barrier, limit
surround with a hedge; put up a boundary, enclose; evade, avoid
a hedge is a row of bushes along the edge of a garden, field, or road.
if you hedge, you avoid answering a question or committing yourself to something.
a hedge against an unpleasant situation or event is something that you hope will protect you from its effects.
if you hedge your bets, you avoid the risk of losing a lot by supporting more than one person or thing; an informal expression.

پیشنهاد کاربران

محافظت کردن
Hedging language تو زبان فارسی میتونه مخالفت کردن و یا نه آوردن با جمله های تعارفی باشه. به جای اینکه به صورت مستقیم و رک نه بگیم.
Using language to use distance and politeness when expressing your opinion. When we don't want to come across as too direct.
hedge ( n ) ( hɛdʒ ) =a row of bushes or small trees planted close together, usually along the edge of a field, yard, or road, e. g. a privet hedge.
hedge
تحت تأثیر
پرچین، پوشش ریسک
طفره رفتن ( از پاسخ دادن )
احتمال شکست را کاهش دادن
در نظر گرفتن ریسک های احتمالی
hedge in:
احاطه شدن ( با چیزی )
محدود شدن ( با چیزی )
ریسکپوشانی
گربه رقصاندن. [ گ ُ ب َ / ب ِ رَ دَ ] ( مص مرکب ) در کارها مانع بوجود آوردن. کاری را به تأخیر انداختن. تعلل و امروز و فردا کردن در ادای حقی. تعلل و مماطله در ادای حقی با دلیل های سست. گربه رقصانی. گربه رقصانی کردن.
مانع ، نرده ، دیواره
در زبانشناسی: * نشانه های تردید*
شامل بعضی عبارات مثل sort of, kind of
مثلا وقتی از رنگ چیزی کاملا مطمئن نیستیم میگیم
It is sort of yellow
یعنی با قطعیت در موردش حرف نمیزنیم
در UK
راه بند فلزی یا گیت ورودی فلزی در گاردن جلویی منزل
درب ورودی گاردن که می تواند فرفورژه آیی کوتاه باشد یا چوبی یا پرچین باشد
🏘️🏘️🏘️🏘️🏘️
پوشش ریسک - پوشش دادن ریسک.
به گونه ای از سرمایه گذاری گفته می شود، که باعث کاهش ریسک سود و زیان پرتفوی سرمایه گذاری می شود. ( تعریف ویکی پدیای فارسی )
قیمت اتی ( در معاملات بازار بورس )
شمشادهای کنار خیابان
پرچین
He jumped over the hedge
طفره رفتن از جواب دادن سوال
( در زبان شناسی ) نشانه تردید, ( معادل پیشنهادی آقای علی بهرامی, مترجم کتاب study of language )
پوشش ریسک - مصون سازی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)

بپرس