معنی: ستیزه جو، ستیزه گر، ستیز گر، ستیز جو، خود ستا، ادم گردن فراز، لاف زدن، قلدری کردنمعانی دیگر: زروگویی کردن، هارت و پورت کردن، آدم زورگو، آدم قلدر، آدم هارت و پورت راه انداز، چاخان، اسم خاص مذکر، باحرف بزرگ اسم خاص مذکر، خودنما، افسانه یونان وباحرف بزرگ یکی از فرزندان پریام priam
- Some of the older students hectored the freshmen.
[ترجمه گوگل] برخی از دانشآموزان بزرگتر دانشآموزان سال اول را فراخوانی کردند [ترجمه ترگمان] برخی از دانشجویان مسن تر به دانشجویان سال اول اعتراض کردند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The small nation resisted being hectored by its more powerful neighbors.
[ترجمه سامان] این ملت کوچک در برابر زورگویی های همسایگان قدرتمندترش ایستادگی کرد
|
[ترجمه گوگل] ملت کوچک در برابر همسایگان قدرتمندتر خود مقاومت کرد [ترجمه ترگمان] این ملت کوچک در مقابل همسایگان قدرتمندتر خود ایستادگی کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to act in the manner of a bully.
جمله های نمونه
1. She does now and then hector a little.
[ترجمه عادل چایچیان] او گاهاً کمی قلدر ی/ زورگویی می کند.
|
[ترجمه گوگل]او هر از گاهی هکتور را کمی انجام می دهد [ترجمه ترگمان] اون الان داره و بعدش یه کم \"هکتور\" - ه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. I suppose you'll hector me until I phone him.
[ترجمه عادل چایچیان] فکر می کنم تا زمانی که به او زنگ نزنم، به من زور خواهی گفت.
|
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم تا زمانی که به او زنگ نزنم، من را هکتور خواهید کرد [ترجمه ترگمان]فکر می کنم تا قبل از اینکه بهش زنگ بزنم به من برسی [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. Hector spent the winter learning how to cope with his blindness.
[ترجمه گوگل]هکتور زمستان را صرف آموختن چگونگی کنار آمدن با نابینایی خود کرد [ترجمه ترگمان]هکتور یاد می گیرد که چگونه با کوری او مقابله کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Thigh-deep in the loch, Hector swung round.
[ترجمه گوگل]هکتور تا عمق ران دریاچه چرخید [ترجمه ترگمان]هکتور … در اعماق لاک، هکتور به دور خود چرخید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Hector trusted him to guard his back, and concentrated on the men poking spears at him from the front and sides.
[ترجمه گوگل]هکتور به او اعتماد کرد که از پشتش محافظت کند و روی مردانی متمرکز شد که از جلو و پهلو به او نیزه می زدند [ترجمه ترگمان]هکتور به او اعتماد کرد تا از پشت او محافظت کند و روی مردها تمرکز کند که از جلو و پهلو دستی به او بزنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Then Hector stripped his armor from him and casting his own aside, put it on.
[ترجمه گوگل]سپس هکتور زره خود را از او درآورد و زره خود را به کناری انداخت و آن را پوشید [ترجمه ترگمان]سپس هکتور زره خود را از او بیرون کشید و خودش را به کناری انداخت و آن را روی سرش گذاشت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Hector sits in the back seat of the front row, nearest the door.
[ترجمه گوگل]هکتور روی صندلی عقب ردیف جلو، نزدیکترین درب می نشیند [ترجمه ترگمان]هکتور روی صندلی عقب ردیف جلو نشسته و به در نزدیک تر است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. Hector had just saved my life, and he and Joe Cutty had great coin on the street.
[ترجمه گوگل]هکتور به تازگی جان من را نجات داده بود و او و جو کاتی یک سکه عالی در خیابان داشتند [ترجمه ترگمان]هکتور زندگی مرا نجات داده بود و او و جو cutty سکه بزرگی در خیابان داشتند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. On Friday night Sir Hector made it clear it must separate its milk selling from its milk buying.
[ترجمه گوگل]در شب جمعه، سر هکتور تصریح کرد که باید فروش شیر خود را از خرید شیر خود جدا کند [ترجمه ترگمان]در شب جمعه، سر Hector اعلام کرد که باید شیر خود را از خرید شیر خود جدا کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Achilles was fated to die after Hector.
[ترجمه گوگل]سرنوشت آشیل این بود که پس از هکتور بمیرد [ترجمه ترگمان]نقطه ضعف این بود که بعد از \"هکتور\" بمیره [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. She doesn't hector us about giving up things.
[ترجمه عادل چایچیان] او در مورد تسلیم کردن/دادن چیزها، به ما زورگویی نخواهد کرد.
|
[ترجمه گوگل]او ما را در مورد رها کردن چیزها تحریک نمی کند [ترجمه ترگمان]اون به ما راجع به دادن چیزها حرف نمی زنه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. Another gull swoops down and begins to hector the first one for its food.
[ترجمه عادل چایچیان] یک مرغ دریایی دیگر به سمت پایین شیرجه می زند و تلاش می کند به زور غذای مرغ اولی را بگیرد.
|
[ترجمه گوگل]یک مرغ دریایی دیگر به سمت پایین میآید و شروع به جستوجو کردن مرغ اولی برای غذای خود میکند [ترجمه ترگمان]یک مرغ دریایی دیگر هم با سرعت زیادی به پایین پرتاب می شود و شروع می کند که اولین غذا را برای غذایش بسازد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. But Hector, with his booming laugh, was so large and overpowering that he made it worse.
[ترجمه گوگل]اما هکتور با خندههای پررونقش آنقدر بزرگ و قدرتمند بود که اوضاع را بدتر کرد [ترجمه ترگمان]اما هکتور با صدای خنده دارش چنان بزرگ و غیرقابل تحمل بود که بدترش کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. The Trojans wish to avenge the death of Hector; their misplaced values mean that patience in adversity is impossible.
[ترجمه گوگل]تروجان ها می خواهند انتقام مرگ هکتور را بگیرند ارزش های نابجای آنها به این معنی است که صبر در مصیبت ها غیرممکن است [ترجمه ترگمان]The می خواهند انتقام مرگ هکتور را بگیرند؛ ارزش های نابجا آن ها به این معنی است که صبر در بدبختی غیر ممکن است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• male first name; (greek mythology) trojan hero who was killed by achilles during the trojan war brag; bully, dominate; harass, torment if you hector someone, you talk to them aggressively or criticize them, especially when you want them do something.
پیشنهاد کاربران
✨ از مجموعه لغات GRE ✨ ✍ توضیح: To bully or intimidate someone in a domineering way 😠🫵 🔍 مترادف: Intimidate ✅ مثال: The older students hector the freshmen, making them feel small and helpless.