heaven

/ˈhevn̩//ˈhevn̩/

معنی: خدا، فلک، بهشت، عرش، آسمان، سپهر، عالم روحانی، قدرت پروردگار، گردون، هفت طبقه اسمان
معانی دیگر: (معمولا جمع و با: the) آسمان، (اغلب h بزرگ) بهشت، لاهوت، ملکوت، گرزمان، گشتای، مینو، (مجازی) خداوند، (مجازی) جای بسیار زیبا یا خوشایند، شادی ژرف، شعف، وجد، (نشان شگفتی یا اعتراض)، اسمان، بصورت جمع اسمان
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: (often cap.) in some religions, the abode of God, where the souls of the good and faithful will dwell after death.
متضاد: hell

(2) تعریف: (usu. pl.) the sky, including the stars, sun, moon, and planets, as viewed from the earth.
مترادف: empyrean, firmament, skies
مشابه: air, blue, ether

(3) تعریف: in ancient religions, the abode of the gods.
متضاد: hell, underworld
مشابه: Olympus, paradise, Valhalla

(4) تعریف: a state or condition of extreme happiness; bliss; paradise; ecstasy.
مترادف: bliss, Eden, Elysium, nirvana, paradise, rapture, seventh heaven
متضاد: hell, misery
مشابه: ecstasy, glory, millennium, Shangri-la

(5) تعریف: (pl.) used as an interjection to express surprise or to emphasize a statement.
مترادف: goodness, gracious, lord, my
مشابه: god, wow

- Heavens no, I don't want that!
[ترجمه ترگمان] خدای من، نه، من این را نمی خواهم!
[ترجمه گوگل] آسمان ها نه، من این را نمی خواهم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. heaven knows
خدا می داند

2. high heaven
عرش برین

3. move heaven and earth
حداکثر کوشش خود را کردن،زمین و زمان را به هم زدن،چهاوچها کردن

4. move heaven and earth
آسمان و زمین را به هم دوختن،بیشترین سعی خود را کردن

5. the lofty heaven
بهشت برین

6. the mountain heaven to which i hope to retire someday
بهشت کوهستانی که امیدوارم روزی در آن بازنشسته شوم.

7. the dome of heaven
گنبد آسمان

8. the vast of heaven
(میلتون) عظمت کاینات

9. his soul mounted to heaven
روحش به آسمان صعود کرد.

10. the innocent shall go to heaven and the sinful to hell
بی گناهان به بهشت و گناهکاران به دوزخ خواهند رفت.

11. i beheld the green fields of heaven and the sickle of the new moon . . .
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو . . .

12. i saw the green fields of heaven and the crescent of the new moon
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

13. i was the green field of heaven and the sickle of the new moon
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

14. only the chosen shall go to heaven
فقط برگزیدگان خدا به بهشت خواهند رفت.

15. a flock of birds crossing the bright heaven
دسته ای پرنده که از آسمان درخشان رد می شوند

16. he died and his soul went to heaven
او مرد و روحش به بهشت رفت.

17. when she kissed me i was in heaven
وقتی مرا بوسید از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم.

18. Between heaven and earth there is a thing called snow, drop from the clouds, the ground; the friend is a man who is you, know in the accident, stop at the permanent.
[ترجمه ترگمان]میان آسمان و زمین چیزی بنام برف وجود دارد که از ابرها پایین می آید، زمین، زمین، دوستی است که شما هستید، می دانید که در تصادف، توقف کنید
[ترجمه گوگل]بین آسمان و زمین یک چیزی به نام برف وجود دارد، از ابرها، زمین رها می شود؛ دوست یک مرد است که شما، در حادثه می دانید، در دائمی توقف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Heaven knows what's happened to them.
[ترجمه ترگمان]خدا می داند چه بلایی سر آن ها امده است
[ترجمه گوگل]بهشت می داند چه اتفاقی برای آنها افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. The idea of heaven presupposes the existence of God.
[ترجمه ترگمان]تصور بهشت است که وجود خدا را پیش بینی می کند
[ترجمه گوگل]ایده بهشت، وجود خدا را پیش بینی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. It was the will of Heaven.
[ترجمه ترگمان]این اراده خداوند بود
[ترجمه گوگل]این اراده بهشت ​​بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Heaven never helps the man who will not act.
[ترجمه ترگمان]خداوند هرگز به کسی که عمل نخواهد کرد کمک نمی کند
[ترجمه گوگل]بهشت هرگز به مردی که عمل نمی کند، کمک نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. I feel like I've died and gone to heaven.
[ترجمه ترگمان]احساس می کنم مرده ام و به بهشت رفته ام
[ترجمه گوگل]من احساس می کنم که من فوت کرده ام و به بهشت ​​رفته ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خدا (اسم)
almighty god, god, heaven, deity, holy, divinity, godhead, numen

فلک (اسم)
destiny, welkin, fate, heaven, sphere, sky, doom, firmament, felucca

بهشت (اسم)
eden, heaven, paradise, elysium, zion

عرش (اسم)
heaven, empyrean, siege, throne

آسمان (اسم)
height, welkin, heaven, loft, sky, firmament, olympus

سپهر (اسم)
heaven, sky

عالم روحانی (اسم)
heaven, spirituality

قدرت پروردگار (اسم)
heaven

گردون (اسم)
heaven, sphere

هفت طبقه اسمان (اسم)
heaven

به انگلیسی

• place where god and the angels dwell; home of the righteous after death; paradise, bliss, utter happiness; sky, firmament
heaven is where god is believed to live, and where good people are believed to go when they die.
if you say that a place is heaven, you mean that it gives you a lot of pleasure; an informal use.
the heavens are the sky; a literary use.
you say `heaven knows' to emphasize that you do not know something or that you find something very surprising.
you say `good heavens' or `heavens' to express surprise or to emphasize that you agree or disagree.

پیشنهاد کاربران

بهشت
heaven must be very small because i can see it in my mom's eyes
🍃🌺🌷🌸بهشتــــــ🌸🌷🌺🍃
Nobody escapes the judgment of heaven
اسمان
بهشت
● اگر به عنوان یه عبارت تنها به کار بره یعنی " عین بهشت میشد"
خوشحالی زیاد
مثال she was in heaven
آسمان و کوه

البته در حال حاضر معنی آسمان می دهد، اما در ادبیات قدیمی به معنای خداوند استفاده می شده. محمدرضا ایوبی صانع
ملکوت
It was heaven
محشر بود
جَنَت_بهشت - عرش

نیز معنی می دهد
1. sky = آسمان
2. The Paradise = بهشت
3. celestial bodies = اجرام آسمانی
معنی خدا هم می تونه بده ؛
برای مثال در آهنگ فروزن
�Heaven knows I tried�
به معنی
�خدا می دونه که من تلاش کردم �
هستش
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما