heated

/ˈhiːtəd//ˈhiːtɪd/

گرم، داغ، پرجوش و خروش، خشم آمیز، خشمآمیز a heated argument بحث داغ they exchanged heated words آنها حرفهای تندی رد و بدل کردند

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: heatedly (adv.), heatedness (n.)
(1) تعریف: passionate or angry; excited.
مترادف: ardent, emotional, fervent, fervid, fiery, hot, inflamed, intense, passionate, vehement
مشابه: enthusiastic, excited, fierce, furious, impassioned, stormy, violent, warm

- The calm discussion turned into a heated dispute.
[ترجمه گوگل] بحث آرام به دعوای داغ تبدیل شد
[ترجمه ترگمان] بحث آرام تبدیل به بحثی داغ شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The argument eventually became quite heated.
[ترجمه گوگل] بحث در نهایت بسیار داغ شد
[ترجمه ترگمان] بحث در نهایت کاملا گرم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: made warm or hot.
مترادف: hot, warmed
متضاد: chilled
مشابه: toasted, toasty, warmed-over

- The nurse put a heated blanket over the patient to warm her.
[ترجمه گوگل] پرستار یک پتوی گرم شده روی بیمار گذاشت تا او را گرم کند
[ترجمه ترگمان] پرستار پتوی گرم را روی بیمار گذاشت تا او را گرم کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. heated water
آب داغ

2. a heated argument
بحث داغ

3. water heated by the sun
آب توسط خورشید گرم شد.

4. his sermon heated us all
موعظه ی او همه ی ما را به هیجان آورد.

5. they exchanged heated words
آنها حرف های تندی رد و بدل کردند.

6. the room slowly heated
اتاق کم کم گرم شد.

7. the car's motor has heated up
موتور اتومبیل داغ کرده است.

8. the rocks had been heated and thereby metamorphosed
سنگ ها در اثر حرارت تغییر شکل داده بودند.

9. in my house the water is heated with gas
در منزل من آب با گاز گرم می شود.

10. There has been heated debate about whether the film should be allowed.
[ترجمه گوگل]بحث های داغی در مورد اینکه آیا فیلم باید اجازه داده شود وجود دارد
[ترجمه ترگمان]بحث های داغ در مورد این که آیا فیلم باید مجاز باشد، وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Metals expand when they are heated.
[ترجمه گوگل]فلزات وقتی گرم می شوند منبسط می شوند
[ترجمه ترگمان]فلزات زمانی که گرم می شوند منبسط می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We were heated up after running for about one hour.
[ترجمه گوگل]بعد از حدود یک ساعت دویدن گرم شدیم
[ترجمه ترگمان]بعد از یک ساعت دویدن ما گرم و گرم شده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Some kinds of plastic become pliable if they're heated.
[ترجمه گوگل]برخی از انواع پلاستیک در صورت گرم شدن انعطاف پذیر می شوند
[ترجمه ترگمان]بعضی از انواع پلاستیک اگر گرم شوند قابل انعطاف شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He was involved in a heated argument.
[ترجمه گوگل]او درگیر یک مشاجره شدید شد
[ترجمه ترگمان]او درگیر جر و بحثی داغ بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Congressman Saunders fired the opening salvo during a heated debate on capital punishment.
[ترجمه گوگل]ساندرز، نماینده کنگره، در جریان یک بحث داغ در مورد مجازات اعدام، اولین بار را به صدا درآورد
[ترجمه ترگمان]نماینده عضو مجلس، در طی یک بحث داغ در مورد مجازات اعدام، شروع به تیراندازی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The policy has caused fierce/heated controversy ever since it was introduced.
[ترجمه گوگل]این سیاست از زمانی که معرفی شد، جنجال‌های شدید/تند ایجاد کرده است
[ترجمه ترگمان]این سیاست از زمانی که معرفی شد، مجادله شدید و شدیدی را ایجاد کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• warmed, made hot; raging, angry; stormy, excited
if someone is heated about something, they are angry and excited about it.

پیشنهاد کاربران

1. پر هیجان. پر حرارت. داغ 2. عصبانی. هیجان زده 3. گرم شده. داغ شده
تند
طوفانی. پر از خشم
دارای سیستم گرمایشی، گرمایش یافته
مثال:
heated crawl space
دوتا معنی می تونه داشته باشه
یکی از معنی هاش اینه
Very warm _ hot
Ex :swim in a beautiful heated pool
معنی دیگه اش میشه عصبی و هیجانی و پرخاشگر و پرجوش و خروش
If someone gets heated about something they get angry and excited about it
گرم شده
مسقف

بپرس