🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) فشـار رو زیاده، اوضاع داغه
• ( موقعیت ) بحرانی شده، کار حسابی جدی شده
• ( تحت تعقیب ) پلیس یا مافوق حسابی تحت فشار گذاشته
• ( رقابت ) هوا حسابی گرم شده
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
"The heat is on for the CEO to explain the company's massive losses to the shareholders. "
فشار روی مدیرعامل زیاد است تا ضررهای عظیم شرکت را برای سهامداران توضیح دهد.
"The final exam is tomorrow, so the heat is on to finish studying tonight. "
امتحان نهایی فرداست، پس فشار برای تمام کردن مطالعه امشب زیاد است.
"When the police started asking questions, the heat was on, and he knew he had to leave town. "
وقتی پلیس شروع به سؤال کردن کرد، فشار زیاد شد ( اوضاع بحرانی شد ) و او فهمید که باید شهر را ترک کند.
"The heat is on in the kitchen, and the chef is shouting orders to the staff. "
فضای آشپزخانه داغ است ( کار حسابی جدی شده ) و آشپز در حال فریاد زدن دستورات به کارکنان است.
• ( عامیانه ) فشـار رو زیاده، اوضاع داغه
• ( موقعیت ) بحرانی شده، کار حسابی جدی شده
• ( تحت تعقیب ) پلیس یا مافوق حسابی تحت فشار گذاشته
• ( رقابت ) هوا حسابی گرم شده
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
فشار روی مدیرعامل زیاد است تا ضررهای عظیم شرکت را برای سهامداران توضیح دهد.
امتحان نهایی فرداست، پس فشار برای تمام کردن مطالعه امشب زیاد است.
وقتی پلیس شروع به سؤال کردن کرد، فشار زیاد شد ( اوضاع بحرانی شد ) و او فهمید که باید شهر را ترک کند.
فضای آشپزخانه داغ است ( کار حسابی جدی شده ) و آشپز در حال فریاد زدن دستورات به کارکنان است.