hearsay

/ˈhɪrˌse//ˈhɪəseɪ/

معنی: اوازه، شایعه، مسموعات، چیز شنیده
معانی دیگر: سرزبان ها، آوازه، رواجه، خبر، شنیده، سخن افواهی، تواتر، شایعه، اوازه، خبر، چیز شنیده، مسموعات
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: information or rumor heard from another person but not verified.
مشابه: rumor, tale, talk

(2) تعریف: in law, information heard from another person but not directly witnessed and thus usu. not admissible as testimony; hearsay evidence.

جمله های نمونه

1. it's nothing but hearsay
چیزی جز شایعه نیست.

2. I don't believe it; it's merely hearsay.
[ترجمه ترگمان]باور نمی کنم؛ فقط شایعه است
[ترجمه گوگل]من آن را باور نمی کنم؛ این فقط قشنگه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her judgements are based on hearsay rather than evidence.
[ترجمه ترگمان]قضاوت او بر پایه شایعات است نه شواهد
[ترجمه گوگل]قضاوت های او براساس شنوا و نه شواهدی استوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Do not place too much credit in hearsay.
[ترجمه erea] خیلی به شایعات بها ندهید
|
[ترجمه ترگمان]بیش از حد اعتبار قائل نشوید
[ترجمه گوگل]بیش از حد اعتبار ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You are only supposing this on hearsay, you have no proof.
[ترجمه ترگمان]شما فقط تصور می کنید که این شایعه است، شما هیچ مدرکی ندارید
[ترجمه گوگل]شما فقط می دانید این را در حقیقت، شما هیچ اثبات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They started to piece the story together from hearsay.
[ترجمه ترگمان]آن ها داستان را ازسر شایعه به دور هم جمع کردند
[ترجمه گوگل]آنها شروع به گسستن داستان از سر و صدا کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. You shouldn't believe that it's just hearsay.
[ترجمه ترگمان]تو نباید باور کنی که این فقط شایعه است
[ترجمه گوگل]شما نباید باور کنید که این فقط شنیدن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Much of what was reported to them was hearsay.
[ترجمه ترگمان]آنچه به آن ها گزارش شده بود شایعات بود
[ترجمه گوگل]بسیاری از آنچه که به آنها گزارش شده بود، شنیدنی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The evidence against them is all hearsay.
[ترجمه ترگمان]شواهد بر علیه آن ها شایعه است
[ترجمه گوگل]شواهد علیه آنها همه چیز را شنیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Judgment should be based on facts, not on hearsay.
[ترجمه ترگمان]داوری باید براساس حقایق باشد، نه درباره hearsay
[ترجمه گوگل]قضاوت باید بر مبنای حقایق باشد، نه به قرائت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Hearsay is not allowed as evidence in court.
[ترجمه ترگمان]hearsay به عنوان مدرک در دادگاه مجاز نیست
[ترجمه گوگل]Hearsay به عنوان مدرک در دادگاه مجاز نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The Commonwealth secured its indictments on hearsay.
[ترجمه ترگمان]کشورهای مشترک المنافع indictments خود را در باب شایعات به دست آوردند
[ترجمه گوگل]دادگاه مشترک المنافع متهم به صدور حکم اعدام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. But if the allegation is hearsay or pure fabrication, Walenski is being railroaded.
[ترجمه ترگمان]اما اگر این ادعا تکذیب یا جعل محض باشد، Walenski در حال بررسی مجدد است
[ترجمه گوگل]اما والنسکی اگر این ادعا را شنید یا خالص ساخت، در حال راه آهن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. According to hearsay, Bez had managed to break his arm - twice.
[ترجمه ترگمان]طبق شایعات، Bez موفق شده بود بازویش را بشکند - دوبار
[ترجمه گوگل]با توجه به شنیدن، بیس موفق به شکستن بازو او - دو بار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The time for serving a hearsay notice set by Ord 3 r21 is 21 days from setting down.
[ترجمه ترگمان]زمان رسیدگی به یک اخطار شایعه شده توسط Ord ۳ r۲۱ ۲۱ روز از تنظیم است
[ترجمه گوگل]زمان برای خدمت به اطلاعیه شنوایی توسط Ord 3 r21 21 روز از تنظیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اوازه (اسم)
bruit, news, air, reputation, buzz, fame, hearsay, renown

شایعه (اسم)
buzz, hearsay, grapevine, rumor, rumour

مسموعات (اسم)
hearsay

چیز شنیده (اسم)
hearsay

تخصصی

[حقوق] شایعه، مسموعات، افواهی

به انگلیسی

• rumor, gossip, unofficial information received by word of mouth
of or pertaining to hearsay
hearsay is information which you have been told indirectly, but which you do not personally know to be true.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیاوازه، شایعه، مسموعات، چیز شنیدهمعانی متفرقهسرزبان ها، آوازه، رواجه، خبر، شنیده، سخن ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: information or rumor heard from another person but not verified. ...جمله های نمونه1. it's nothing but hearsay چیزی جز شایعه نیست. 2. I don' t believe it; it' s merely hears ...مترادفاوازه ( اسم ) bruit, news, air, reputation, buzz, fame, hearsay, renown شایعه ( اسم ) buzz, hea ...بررسی تخصصی[حقوق] شایعه، مسموعات، افواهیانگلیسی به انگلیسیrumor, gossip, unofficial information received by word of mouth of or pertaining to hearsay hearsay ...
معنی hearsay، مفهوم hearsay، تعریف hearsay، معرفی hearsay، hearsay چیست، hearsay یعنی چی، hearsay یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف h، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف h، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف h، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف h
کلمه بعدی: hearsay evidence
اشتباه تایپی: اثشقسشغ
آوا: /هیرسی/
عکس hearsay : در گوگل
معنی hearsay

پیشنهاد کاربران

Hearsay testimony
شهادت به استناد مسموعات
سخن مردم
شایعه= rumor

Rumor
( Not romor )
Hearsay Evidence
شهادت غیرمستقیم
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما