🔸 معادل فارسی:
• از چیزی با خبر شدن، چیزی به گوش کسی خوردن
• اطلاعاتی دربارهٔ چیزی یا کسی داشتن
• از وقوع رویدادی مطلع شدن
🔸 مثال ها:
"Did you hear about what happened at the bank yesterday?"
... [مشاهده متن کامل]
از اتفاقی که دیروز توی بانک افتاد خبر داری؟
"I just heard about the new policy change. Is it true?"
تازه از تغییر سیاست جدید با خبر شدم. درسته؟
"She was upset when she heard about the cancellation of the event. "
وقتی از لغو برنامه با خبر شد، ناراحت شد.
• از چیزی با خبر شدن، چیزی به گوش کسی خوردن
• اطلاعاتی دربارهٔ چیزی یا کسی داشتن
• از وقوع رویدادی مطلع شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
از اتفاقی که دیروز توی بانک افتاد خبر داری؟
تازه از تغییر سیاست جدید با خبر شدم. درسته؟
وقتی از لغو برنامه با خبر شد، ناراحت شد.

مطلع شدن
دانستن یا خبردار بودن از یک موضوع مهم. مثلا خبر داری که در مرکز شهر یک رستوران جدید زدن.
خبردار شدن از
شنیدن درباره ی