have time to do something

پیشنهاد کاربران

گاه به جای "برای انجام کاری وقت داشتن یا فرصت انجام کاری داشتن" فقط" توانستن" ترجمه می شود.
Ex. I doubt he has time to read this letter.
فکر نمی کنم دیگر بتواند این نامه را بخواند.

بپرس