have the ear of

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به کسی دسترسیِ مستقیم داشتن
• موردِ اعتمادِ کسی بودن و به راحتی با او گفت وگو کردن
• نفوذ داشتن بر کسی / حرفِ کسی در کسی اثر کردن
🔸 مثال:
The Israeli prime minister's envoy has the ear of the US president, allowing him to shape Washington's policy on Iran.
...
[مشاهده متن کامل]

نماینده یِ ویژه یِ نخست وزیر اسرائیل به رئیس جمهور آمریکا دسترسیِ مستقیم دارد و به او امکان می دهد سیاستِ واشنگتن را در موردِ ایران شکل دهد.
Zelensky is trying to gain the ear of Trump by visiting the White House directly, bypassing the usual diplomatic channels.
زلنسکی با سفرِ مستقیم به کاخِ سفید، تلاش می کند تا گوشِ ترامپ را به دست آورد و از کانال هایِ معمولِ دیپلماتیک عبور کند.
The hawkish advisor has long had the ear of the prime minister on military matters.
این مشاورِ جنگ طلب از دیرباز در مسائلِ نظامی، گوشِ نخست وزیر را در اختیار داشته است ( به راحتی با او گفت وگو می کند و بر او نفوذ دارد ) .
🔸 نکته:
• این عبارت معمولاً با افعالی مثل "have", "gain", "get", یا "seek" به کار می رود.
• این عبارت در متونِ سیاسی برایِ اشاره به روابطِ پشت پرده و نفوذِ غیررسمی بسیار رایج است.
• تفاوتِ آن با "influence" ( نفوذ داشتن ) در این است که have the ear of بر دسترسیِ مستقیم و فیزیکی و تواناییِ بیانِ نظر در هر لحظه تأکید دارد، در حالی که influence می تواند غیرمستقیم باشد.