have the ball sack

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
جسارت داشتن | شهامت داشتن | دل و جرات داشتن | گستاخ بودن | پررو بودن | جرئت کردن | بی پروا بودن | تخم داشتن ( عامیانه و رکیک )
🔸 مثال ها:
• He doesn't have the ball sack to say it to my face.
...
[مشاهده متن کامل]

او جسارت آن را ندارد که این را روبه روی من بگوید.
• You need to have the ball sack to stand up to your boss.
برای ایستادن در برابر رئیست باید دل و جرات داشته باشی.
• She had the ball sack to challenge the entire board.
او جسارت آن را داشت که کل هیئت مدیره را به چالش بکشد.