🔸 معادل فارسی:
• مُچ کسی را گرفتن
• با مدارک غیرقابل انکار گناهکار بودن کسی را ثابت کردن
🔸 مثال ها:
( پلیسی ) The security cameras caught him dead to rights breaking into the store.
... [مشاهده متن کامل]
دوربین های امنیتی او را با مدارک غیرقابل انکار در حال زدن مغازه گرفتند.
( محاوره ) She had me dead to rights when she found the text messages on my phone.
وقتی پیامک ها رو تو گوشیم پیدا کرد، مُچم را گرفت.
( محل کار ) The boss had him dead to rights for falsifying the reports.
رئیس برای جعل گزارش ها مُچش را گرفته بود.
( ورزشی ) The referee didn't see the foul, but the video replay had him dead to rights.
داور خطا را ندید، اما پخش ویدئویی گناهکاری او را ثابت کرد.
• مُچ کسی را گرفتن
• با مدارک غیرقابل انکار گناهکار بودن کسی را ثابت کردن
🔸 مثال ها:
( پلیسی ) The security cameras caught him dead to rights breaking into the store.
... [مشاهده متن کامل]
دوربین های امنیتی او را با مدارک غیرقابل انکار در حال زدن مغازه گرفتند.
( محاوره ) She had me dead to rights when she found the text messages on my phone.
وقتی پیامک ها رو تو گوشیم پیدا کرد، مُچم را گرفت.
( محل کار ) The boss had him dead to rights for falsifying the reports.
رئیس برای جعل گزارش ها مُچش را گرفته بود.
( ورزشی ) The referee didn't see the foul, but the video replay had him dead to rights.
داور خطا را ندید، اما پخش ویدئویی گناهکاری او را ثابت کرد.