have someone's head

پیشنهاد کاربران

سر کسی را خواستن؛ خواهان مجازات یا اخراج او بودن.
مثال:
The fans wanted the coach's head after the loss.
هواداران پس از شکست، خواهان برکناری مربی بودند.
The manager will have my head for this mistake.
مدیر بابت این اشتباه حسابی مرا بازخواست خواهد کرد.
قصد یا میل کشتن کسی رو داشتن
مخصوصا به شکل خشونت باری