have pat


(عامیانه) خوب آموختن یا بلد بودن یا از بر بودن

انگلیسی به انگلیسی

• know thoroughly

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• چیزی را کاملاً بلد بودن، از بر بودن
• مثل آب خوردن بلد بودن، روی دستش بلد بودن
🔸 مثال ها:
( دانش ) She has all the historical dates pat; ask her anything.
او تمام تاریخ های تاریخی را کاملاً از بر دارد؛ هر چی بپرسی بلده.
...
[مشاهده متن کامل]

( سخنرانی ) Don't worry about me stumbling through the speech – I have it pat.
نگران نباش که موقع سخنرانی منگ بشم – کاملاً بلدمش.
( آشپزی ) My grandmother has this recipe down pat; it always turns out perfect.
مادربزرگم این دستور پخت را کاملاً بلد است؛ همیشه عالی از آب درمیاد.