have one's head in the clouds


(عامیانه - تداعی منفی) الکی خوش، (به طور غیر واقع بینانه) سرگرم اندیشه ها یا امیال خود

پیشنهاد کاربران

مثال:
Stop having your head in the clouds.
دست از خیال پردازی بردار.
To be a dreamer
تو آسمونا سیر میکنه
سرش تو ابراس
همش مشغول خیال بافیه