🔸 معادل فارسی:
• داشتن مدرک یا اطلاعات مخفی علیه کسی
• چیزی برای به رخ کشیدن یا شانتاژ کردن کسی داشتن
• ( در معنای متفاوت ) سر کسی کلاه گذاشتن، دست انداختن
🔸 مثال ها:
"The journalist claimed the government had something on the senator, but she refused to reveal her sources. "
... [مشاهده متن کامل]
روزنامه نگار ادعا کرد دولت چیزی علیه آن سناتور دارد، اما از افشای منابع خود خودداری کرد.
"A: 'I just saw a UFO landing in the park!' B: 'You're having me on, right?'"
الف: تازه دیدم یک بشقاب پرنده توی پارک فرود آمد! ب: داری دستم میندازی، نه؟
"The prosecutor had something on the key witness, so he agreed to testify against his boss. "
دادستان چیزی علیه شاهد کلیدی داشت، بنابراین او قبول کرد علیه رئیسش شهادت دهد.
"He said he won the lottery, but I think he's having me on. "
گفت لاتاری برده، اما فکر می کنم داره سرم کلاه می ذاره.
• داشتن مدرک یا اطلاعات مخفی علیه کسی
• چیزی برای به رخ کشیدن یا شانتاژ کردن کسی داشتن
• ( در معنای متفاوت ) سر کسی کلاه گذاشتن، دست انداختن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
روزنامه نگار ادعا کرد دولت چیزی علیه آن سناتور دارد، اما از افشای منابع خود خودداری کرد.
الف: تازه دیدم یک بشقاب پرنده توی پارک فرود آمد! ب: داری دستم میندازی، نه؟
دادستان چیزی علیه شاهد کلیدی داشت، بنابراین او قبول کرد علیه رئیسش شهادت دهد.
گفت لاتاری برده، اما فکر می کنم داره سرم کلاه می ذاره.