have no sparks

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
( رابطه عاطفی ) جرقه ای بین شان نبود، کششی نداشتند، هوا سرد بود
( اجرا/برنامه ) بی روح و هیجان بود، گیرایی نداشت، کسل کننده بود
( عمومی ) هیچ شور و شوقی ایجاد نشد، تأثیری نداشت
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
قرار عاشقانه/ She said the date was fine, but they had no sparks.
گفت قرار خوب بود، اما جرقه ای بین شان نزد.
اجرای هنری The comedian's set had no sparks – most jokes fell flat.
اجرای کمدین هیجان نداشت – بیشتر جوک ها بی اثر بود.
جلسه کاری/ The presentation was professional but had no sparks.
ارائه حرفه ای بود اما گیرایی نداشت.
بحث خانوادگی/ Their argument had no sparks – just tired silence.
بحثشان هیچ حرارتی نداشت – فقط سکوت خسته.
محاوره/ I tried to get excited about the trip, but honestly I had no sparks.
سعی کردم از سفر ذوق زده شوم، اما راستش هیچ ذوقی نداشتم.