have no meat on someone

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( فیزیکی ) گوشت و استخوان نداشتن، خیلی لاغر بودن
• ( عامیانه ) پوست و استخوان بودن، نیم جان بودن
• ( استعاری – نادر ) بی محتوا بودن، شخصیت یا عمق نداشتن
🔸 مثال ها:
( توصیف روزمره ) Look at that stray dog – it has no meat on it at all.
...
[مشاهده متن کامل]

به اون سگ ولگرد نگاه کن – اصلاً گوشتی روش نیست.
( نگرانی مادرانه ) You've lost too much weight. You have no meat on you anymore.
خیلی وزن کم کردی. دیگه پوست و استخوان شدی.
( بعد از بیماری ) When he got out of the hospital, he had no meat on his bones.
وقتی از بیمارستان مرخص شد، پوست و استخوان بود.
( استعاره – نادر ) His argument had no meat on it; just vague promises.
استدلالش هیچ محتوایی نداشت؛ فقط وعده های مبهم.