🔸 معادل فارسی:
• از کسی خسته شدن
• از کسی زده شدن
• کاسه ی صبر کسی لبریز شدن / دیگر تحمل نکردن
• از کسی/چیزی سیر شدن / به ستوه آمدن
🔸 مثال ها:
• Even Trump's once - loyal Front Row Joes have had enough of him.
... [مشاهده متن کامل]
حتی حامیان سرسخت ترامپ هم دیگر از او خسته شده اند.
• I've had enough of his constant complaining.
دیگر از غر زدن های مدامش خسته شده ام.
• Voters have had enough of the government's broken promises.
رأی دهندگان دیگر از وعده های توخالی دولت به ستوه آمده اند.
• از کسی خسته شدن
• از کسی زده شدن
• کاسه ی صبر کسی لبریز شدن / دیگر تحمل نکردن
• از کسی/چیزی سیر شدن / به ستوه آمدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
حتی حامیان سرسخت ترامپ هم دیگر از او خسته شده اند.
دیگر از غر زدن های مدامش خسته شده ام.
رأی دهندگان دیگر از وعده های توخالی دولت به ستوه آمده اند.