have enough of something

پیشنهاد کاربران

To possess a sufficient quantity of a particular thing.
"به اندازه کافی چیزی داشتن"
مترادف؛
Enough
Sufficient
Adequate
در معنای مجازی، این عبارت به معنای رسیدن به نقطه ای از خستگی یا عصبانیت از چیزی یا کسی است. این عبارت نشان دهنده خستگی یا آزردگی احساسی است.
...
[مشاهده متن کامل]

مترادف؛
Fed up
Tired
Over it
مثال؛
"I have enough water to last the whole trip. "
"I've had enough of the noise!"

از کسی یا چیزی سیر بودن

بپرس