have complex about

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( در مورد چیزی ) عقده داشتن، حساسیت بیمارگون داشتن
• ( روانشناسی عامیانه ) در مورد یک موضوع خاص کمبود/ضعف درونی خود را با حساسیت بیش از حد پنهان کردن
• درباره یک موضوع خاص، احساس حقارت یا برتری افراطی داشتن
...
[مشاهده متن کامل]

• ( در مورد یک خصوصیت فیزیکی یا عملکرد ) خجالتی مزمن بودن
🔸 مثال ها:
"Why do you always change the subject when someone mentions weight? Do you have a complex about your body?"
چرا هر کسی موضوع وزن را پیش می کشد، موضوع را عوض می کنی؟ در مورد بدنت عقده داری ( بیمارگونه حساسی ) ؟
"He has a complex about his southern accent, so he took speech classes to sound more 'neutral. '"
او در مورد لهجه جنوبی اش عقده دارد، بنابراین کلاس های فن بیان گرفت تا بیشتر بدون لهجه حرف بزند.
"Don't make jokes about his car. He has a complex about being poor, even though he's rich now. "
درباره ماشینش شوخی نکن. او عقده فقر دارد، حتی اگر الان پولدار است.

A worry about sth . To have complex about : abnormal worry
دغدغه و نگرانی گسترده