🔸 معادل فارسی:
• ذوق و علاقه ی خاصی به چیزی داشتن / به چیزی گرایش داشتن
• به چیزی میل و رغبت داشتن / به چیزی کشیده شدن
• سلیقه ای خاص در چیزی داشتن / به چیزی عادت داشتن
• طعم چیزی را چشیدن و به آن علاقه مند شدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• He had a taste for gambling from a young age.
او از سن کم به قمار گرایش داشت.
• She has a taste for adventure and travel.
او ذوق ماجراجویی و سفر دارد.
• The regime showed a taste for violence.
آن رژیم گرایشی به خشونت نشان داد.
• ذوق و علاقه ی خاصی به چیزی داشتن / به چیزی گرایش داشتن
• به چیزی میل و رغبت داشتن / به چیزی کشیده شدن
• سلیقه ای خاص در چیزی داشتن / به چیزی عادت داشتن
• طعم چیزی را چشیدن و به آن علاقه مند شدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
او از سن کم به قمار گرایش داشت.
او ذوق ماجراجویی و سفر دارد.
آن رژیم گرایشی به خشونت نشان داد.