🔸 معادل فارسی:
• یه درآمد هفت رقمی به دست آوردن ( یک جا )
• یه پول کلان درآوردن
• یه مبلغ هفت رقمی به جیب زدن ( معمولاً از راه خلاف یا شانس )
🔸 مثال ها:
• “After that diamond job, he had a seven‑figure score and disappeared. ”
... [مشاهده متن کامل]
بعد از اون عملیات الماس، یه پول هفت رقمی به جیب زد و ناپدید شد.
• “She’s been hustling for years, but that deal finally gave her a seven‑figure score. ”
سال ها داشت تلاش می کرد، ولی اون معامله بالاخره یه درآمد کلان ( هفت رقمی ) براش به ارمغان آورد.
• “In the movie, the thief had a seven‑figure score and retired to an island. ”
تو فیلم، دزد یه پول حسابی درآورد و رفت یه جزیره بازنشسته شد.
• یه درآمد هفت رقمی به دست آوردن ( یک جا )
• یه پول کلان درآوردن
• یه مبلغ هفت رقمی به جیب زدن ( معمولاً از راه خلاف یا شانس )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بعد از اون عملیات الماس، یه پول هفت رقمی به جیب زد و ناپدید شد.
سال ها داشت تلاش می کرد، ولی اون معامله بالاخره یه درآمد کلان ( هفت رقمی ) براش به ارمغان آورد.
تو فیلم، دزد یه پول حسابی درآورد و رفت یه جزیره بازنشسته شد.