ایجاد جنجال، داد و فریاد راه انداختن، پرخاشگری کردن
مثال ها:
۱. She had a scene in the restaurant because the food was cold.
او در رستوران جنجال به پا کرد چون غذا سرد بود.
۲. I don't want to have a scene in front of all these people.
... [مشاهده متن کامل]
نمی خواهم جلوی همه این آدم ها داد و فریاد راه بیندازم.
۳. He had a scene with his boss and almost got fired.
او با رئیسش جنجال کرد و تقریباً اخراج شد.
مثال ها:
او در رستوران جنجال به پا کرد چون غذا سرد بود.
... [مشاهده متن کامل]
نمی خواهم جلوی همه این آدم ها داد و فریاد راه بیندازم.
او با رئیسش جنجال کرد و تقریباً اخراج شد.