have a pot to piss in

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( در معنای اصطلاحی ) یه پول سیاه نداشتن، بی پول بودن
Back then I was a broke college student without a pot to piss in.
اون موقع ها یه دانشجوی بی پول بودم که یه پول سیاه هم نداشتم.
...
[مشاهده متن کامل]

After the gambling debts, he didn't have a pot to piss in or a window to throw it out of.
بعد از بدهی های قمار، یه پول سیاه هم نداشت که باهاش زندگی کنه.
The stock market crash wiped him out—now he hasn't a pot to pee in .
سقوط بورس همه چیز را از او گرفت—حالا دیگر یه پول سیاه هم ندارد.