have a pop at

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
- به کسی حمله لفظی کردن • از کسی انتقاد کردن • به کسی گیر دادن • کسی را مورد سرزنش قرار دادن • به چیزی خرده گرفتن
- چیزی را امتحان کردن یا تلاشی برای انجام آن کردن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

- The opposition leader had a pop at the government over its economic policies.
رهبر مخالفان به خاطر سیاست های اقتصادی دولت، انتقاد تندی از آن کرد.
- Why are you always having a pop at me?
چرا همیشه به من گیر می دهی؟
- I've never tried skiing, but I'd like to have a pop at it.
تا به حال اسکی را امتحان نکرده ام، اما دوست دارم شانسم را در آن امتحان کنم.