have a lock

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کنترل کامل داشتن بر چیزی
• پیروزی یا موفقیت خود را مسجل شدن، از موفقیت چیزی مطمئن بودن
• انحصار چیزی را در دست داشتن
🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) :
( کنترل بازار )
...
[مشاهده متن کامل]

That company has a lock on the soft drink market in this region.
آن شرکت انحصار بازار نوشابه های غیرالکلی را در این منطقه در دست دارد.
( رقابت ورزشی )
The home team doesn't have a lock on the win yet; anything can happen.
تیم میزبان هنوز پیروزی برایش مسجل نشده است؛ هر اتفاقی ممکن است بیفتد.
( ارتقاء شغلی و مسلم بودن )
No one has a lock on these awards until final grades are submitted.
هیچ کس برای بردن این جوایز تا زمانی که نمرات نهایی ارائه نشود، مسلم نیست.

در انحصار خود داشتن
have a lock on something
تسلط کامل بر روی چیزی داشتن/ مشرف به چیزی بودن