have a knack for

پیشنهاد کاربران

۱. رگِ خوابِ چیزی را داشتن ( اصطلاح فعلی ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
She has a knack for getting people to open up about their lives.
۲. فوت وفنِ کاری را بلد بودن ( اصطلاح فعلی ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
...
[مشاهده متن کامل]

He has a knack for making old cars run like new.
۳. استعدادِ ذاتی داشتن ( فعل )
My sister has a knack for languages and speaks four fluently.
۴. قِلِقِ چیزی دستِ کسی بودن ( اصطلاح عامیانه )
You really have a knack for finding the best restaurants in town.
۵. یدِ طولایی در کاری داشتن ( اصطلاح )
He has a knack for offending people without even trying.
۶. تواناییِ مادرزادی یا غریزی در انجام کاری ( اسم/فعل )
Some people just have a knack for leadership.
۷. عادت داشتن به انجام کاری ( معمولاً ناخواسته یا آزاردهنده ) ( فعل )
He has a knack for showing up right when we’re about to eat.
توضیح:
این اصطلاح به داشتن یک مهارت، توانایی یا استعدادِ ویژه و طبیعی اشاره دارد که به فرد اجازه می دهد کاری را به راحتی، با ظرافت و بدون تلاشِ آگاهانه انجام دهد. تفاوت آن با مهارت های معمولی در این است که �Knack� بیشتر جنبه ی �شگرد� یا �قلق� دارد؛ یعنی فرد به شکلی غریزی می داند چطور باید با یک موضوع برخورد کند. این عبارت هم برای توانایی های مثبت ( مانند آشپزی یا معاشرت ) و هم برای ویژگی های رفتاریِ خاص ( مانند همیشه دیر رسیدن یا حرفِ اشتباه زدن ) به کار می رود.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Flair / Gift / Talent / Aptitude / Propensity / Faculty / Savvy / Intuition / Facility / Expertise / Trick of the trade / Natural bent / Affinity / Inclination / Tendency / Proneness

توانایی و استعداد ذاتی
استعداد و توانایی داشتن برای انجام کاری
خوب بودن در کاری