have a hold on

پیشنهاد کاربران

have a hold on یعنی روی چیزی یا کسی کنترل، تسلط یا نفوذ داشتن.
معنی:
۱ ) تسلط فیزیکی داشتن ( کسی را گرفته بودن )
۲ ) کنترل یا نفوذ روانی / احساسی داشتن
۳ ) چنگ انداختن به یک فرصت یا موقعیت
...
[مشاهده متن کامل]

ریشه:
hold از انگلیسی قدیم healdan آمده به معنی نگه داشتن، حفظ کردن، در اختیار داشتن.
have a hold on یعنی �چنگ یا تسلطی روی چیزی داشتن�.
در کاربرد مدرن بیشتر معنای استعاریِ کنترل و نفوذ دارد.
جملات پرکاربرد:
1️⃣ He has a strong hold on the company. 🔹 او کنترل محکمی روی شرکت دارد.
2️⃣ Fear has a hold on him. 🔹 ترس بر او مسلط شده است.
3️⃣ She has a hold on his heart. 🔹 او دلش را در دست دارد.
4️⃣ The dictator had a tight hold on power. 🔹 دیکتاتور کنترل محکمی بر قدرت داشت.
5️⃣ I finally got a hold on my finances. 🔹 بالاخره روی امور مالی ام کنترل پیدا کردم.
6️⃣ The past still has a hold on her. 🔹 گذشته هنوز بر او سایه انداخته است.
کالوکیشن های رایج:
1️⃣ strong hold on 🔹 تسلط قوی بر
2️⃣ tight hold on 🔹 کنترل محکم بر
3️⃣ firm hold on 🔹 تسلط استوار بر
4️⃣ lose one’s hold on 🔹 از دست دادن کنترل
5️⃣ maintain a hold on 🔹 حفظ تسلط
6️⃣ get a hold on 🔹 کنترل پیدا کردن
7️⃣ emotional hold on 🔹 نفوذ احساسی بر
8️⃣ hold on power 🔹 تسلط بر قدرت
نکته:
have a hold on با hold on فرق دارد.
hold on یعنی صبر کن / نگه دار.
ولی have a hold on یعنی کنترل داشتن.

بر چیزی یا کسی سلطه داشتن؛ مهار کسی را در دست داشتن؛ بر ذهن کسی چیره شدن