🔸 **معادل فارسی:
• چُرت زدن
• یک چُرت کوتاه زدن
• یک خواب کوتاه و سبک داشتن
🔸 مثال ها:
After lunch, I usually have a doze for twenty minutes.
بعد از ناهار، معمولاً بیست دقیقه چُرت می زنم.
... [مشاهده متن کامل]
Grandad was having a doze in front of the TV.
بابابزرگ جلوی تلویزیون چُرت می زد.
I had a doze on the train and nearly missed my stop.
تو قطار چُرت زدم و نزدیک بود ایستگاهم را از دست بدهم.
The lecture was so boring that half the class had a doze.
سخنرانی آنقدر کسل کننده بود که نصف کلاس چُرت زدند.
• چُرت زدن
• یک چُرت کوتاه زدن
• یک خواب کوتاه و سبک داشتن
🔸 مثال ها:
بعد از ناهار، معمولاً بیست دقیقه چُرت می زنم.
... [مشاهده متن کامل]
بابابزرگ جلوی تلویزیون چُرت می زد.
تو قطار چُرت زدم و نزدیک بود ایستگاهم را از دست بدهم.
سخنرانی آنقدر کسل کننده بود که نصف کلاس چُرت زدند.