have a dog in the fight

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( عدم درگیری شخصی )
"You two settle the argument; I'm just an observer and I don't have a dog in this fight. "
شما دو نفر بحث رو حل کنید؛ من فقط یک ناظرم و در این درگیری سهمی ندارم.
...
[مشاهده متن کامل]

( استفاده نکردن از عبارت – یعنی بی طرفی )
"As a judge, he has no dog in the fight and can rule fairly. "
به عنوان قاضی، او در این مناقشه ذی نفع نیست و می تواند عادلانه قضاوت کند.
( درگیری مستقیم شغلی – معلم و بودجه )
"When they announced the department closures, every professor knew they had a dog in the fight. "
وقتی تعطیلی بخش ها اعلام شد، هر استادی می دانست که مستقیماً درگیر است ( چیزی برای از دست دادن دارد ) .
( مجازی – دو طرفه )
"I can't referee the argument between my two best friends because I have a dog in the fight with both of them. "
نمی تونم بین دو تا از بهترین دوستام قضاوت کنم چون نسبت به هر دوشون ذی نفع هستم.

1. Have a dog in the fight
🔹 Meaning ( EN ) : To be directly involved or affected by the outcome of a conflict or competition
🔹 معنی ( FA ) : نفع یا ضرری داشتن در یک دعوا یا رقابت؛ پای کسی در ماجرا بودن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 Example: I don’t care who wins — I don’t have a dog in this fight.
 – برام مهم نیست کی می بره؛ من تو این دعوا نفعی ندارم.
2. Have a dog in the hunt
🔹 Meaning ( EN ) : To have a stake or interest in a project, plan, or outcome
🔹 معنی ( FA ) : نفع یا سهم داشتن در کاری؛ درگیر بودن در موضوعی
🔸 Example: If you want me to help, I need to have a dog in the hunt.
 – اگه می خوای کمک کنم، باید برام منفعتی داشته باشه.
3. Have a dog in the race
🔹 Meaning ( EN ) : To be involved in or affected by a competition or situation
🔹 معنی ( FA ) : ذی نفع بودن در یک رقابت؛ به کسی مربوط بودن نتیجه
🔸 Example: I’m not voting. I don’t have a dog in the race.
 – رأی نمی دم؛ این رقابت به من ربطی نداره.
این سه اصطلاح اغلب به جای هم استفاده می شن، ولی "fight" بار درگیری داره، "hunt" برای پروژه یا هدفه، و "race" برای رقابت.