have a chip on one's shoulder

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته های کاربردی و تفاوت ها
- have a chip on one’s shoulder: رنجش یا احساس بی عدالتیِ ریشه دار داشتن که باعث می شود فرد زود حالت تدافعی یا تهاجمی بگیرد.
- be touchy: زودرنج بودن و به سرعت از حرف دیگران رنجیدن.
...
[مشاهده متن کامل]

- hold a grudge: از کسی کینه به دل داشتن و رنجش گذشته را حفظ کردن.
- have a short fuse: زود از کوره در رفتن؛ تأکید بر سرعت عصبانی شدن است، نه بر رنجش یا احساس حقارت قبلی.
نکته: این اصطلاح گاهی بار انتقادی دارد؛ یعنی گوینده معتقد است فرد به دلیل رنجش های شخصی، بیش از حد حساس یا ستیزه جو شده است. البته ممکن است احساس بی عدالتی او واقعی باشد؛ خود اصطلاح به تنهایی ثابت نمی کند که شکایتش بی اساس است.

🔸 معادل فارسی: کینه به دل داشتن؛ زود به خود گرفتن؛ همیشه احساس تحقیرشدگی یا بی عدالتی داشتن؛ با دیگران سرِ جنگ داشتن
🔸 مثال ها
- He has a chip on his shoulder because he was passed over for promotion several times.
...
[مشاهده متن کامل]

چون چند بار از ارتقای شغلی محروم شده، کینه به دل دارد و نسبت به دیگران حالت تدافعی گرفته است.
- Ever since he moved to the city, he’s had a chip on his shoulder about people who grew up wealthy.
از وقتی به شهر نقل مکان کرده، نسبت به کسانی که در خانواده های ثروتمند بزرگ شده اند، احساس رنجش و خصومت دارد.
- Don’t take his criticism personally; he’s always had a chip on his shoulder about his lack of formal education.
انتقادش را به خودت نگیر؛ او همیشه از نداشتن تحصیلات رسمی احساس حقارت و رنجش داشته است.