🔸 معادل فارسی:
• ورود به رقابت ( به ویژه انتخابات ) ، اعلام کاندیداتوری کردن
• برای رقابت داوطلب شدن
• قبول چالش کردن
🔸 مثال ها:
( سیاست – انتخابات )
"The former governor is expected to throw his hat in the ring for the Senate race next week. "
... [مشاهده متن کامل]
انتظار می رود فرماندار سابق هفته آینده برای رقابت سنای کاندیداتوری خود را اعلام کند ( کلاه خود را به رینگ بیندازد ) .
( کسب وکار و استخدام )
"Three candidates so far have thrown their hats in the ring for the marketing director position. "
تاکنون سه کاندیدا برای موقعیت مدیر بازاریابی اعلام آمادگی کرده اند.
( ورزش و رقابت )
"I've never run a marathon before, but after months of training, I finally decided to throw my hat in the ring. "
قبلاً هیچ وقت ماراتن ندویدم، اما بعد از ماه ها تمرین، بالاخره تصمیم گرفتم در رقابت شرکت کنم.
( فرهنگ عامه و تاریخ )
"The tradition of 'hat in the ring' dates back to 19th - century boxing, where challengers would literally toss their hats into the ring. "
سنت �کلاه در رینگ� به بوکس قرن نوزدهم بازمی گردد، جایی که چالش گران به معنای واقعی کلمه کلاه خود را به داخل رینگ پرتاب می کردند.
• ورود به رقابت ( به ویژه انتخابات ) ، اعلام کاندیداتوری کردن
• برای رقابت داوطلب شدن
• قبول چالش کردن
🔸 مثال ها:
( سیاست – انتخابات )
... [مشاهده متن کامل]
انتظار می رود فرماندار سابق هفته آینده برای رقابت سنای کاندیداتوری خود را اعلام کند ( کلاه خود را به رینگ بیندازد ) .
( کسب وکار و استخدام )
تاکنون سه کاندیدا برای موقعیت مدیر بازاریابی اعلام آمادگی کرده اند.
( ورزش و رقابت )
قبلاً هیچ وقت ماراتن ندویدم، اما بعد از ماه ها تمرین، بالاخره تصمیم گرفتم در رقابت شرکت کنم.
( فرهنگ عامه و تاریخ )
سنت �کلاه در رینگ� به بوکس قرن نوزدهم بازمی گردد، جایی که چالش گران به معنای واقعی کلمه کلاه خود را به داخل رینگ پرتاب می کردند.
در بوکس: حریف طلبیدن
در سیاست: اعلام کمپین مبارزات انتخاباتی
در سیاست: اعلام کمپین مبارزات انتخاباتی