🔸 مثال ها:
• His harebrained scheme to get rich quick ended in disaster.
نقشه ی احمقانه اش برای سریع پولدار شدن، به فاجعه ختم شد.
• The board dismissed the proposal as a harebrained scheme.
... [مشاهده متن کامل]
هیئت مدیره آن پیشنهاد را به عنوان یک طرح بی پایه رد کرد.
• She laughed at his harebrained scheme to build a house from recycled bottles.
او به نقشه ی احمقانه اش برای ساختن خانه از بطری های بازیافتی خندید.
نقشه ی احمقانه اش برای سریع پولدار شدن، به فاجعه ختم شد.
... [مشاهده متن کامل]
هیئت مدیره آن پیشنهاد را به عنوان یک طرح بی پایه رد کرد.
او به نقشه ی احمقانه اش برای ساختن خانه از بطری های بازیافتی خندید.
یعنی �نسنجیده، بی فکر، سبک مغز، عجولانه و احمقانه�. معمولاً برای ایده یا نقشه ای استفاده می شود که کاملاً خام و بدون فکر است.
ریشه اش ترکیبی است:
hare = خرگوش صحرایی ( حیوانی که سریع و عصبی و پرجنب وجوش تصور می شود )
... [مشاهده متن کامل]
brained = دارای مغزِ چنین وچنان
در انگلیسی قدیم تصور می کردند خرگوش حیوانی عصبی، بی قرار و بی ثبات است.
پس harebrained یعنی �مغزی مثل خرگوش� → کسی که تند، بی فکر و هیجانی تصمیم می گیرد.
این واژه از قرن شانزدهم وارد انگلیسی شده و در اصل به صورت hare - brained نوشته می شد.
چند مثال پرکاربرد:
1️⃣ That was a harebrained idea – آن یک ایده ی نسنجیده بود
2️⃣ He came up with a harebrained scheme – او یک نقشه ی احمقانه مطرح کرد
3️⃣ Don’t make a harebrained decision – تصمیم عجولانه نگیر
4️⃣ The plan sounded completely harebrained – نقشه کاملاً بی فکرانه به نظر می رسید
بار معنایی اش غیررسمی و کمی تحقیرآمیز است.
نقشه ی احمقانه
در کل یعنی خالی بندی
تشکیل شده از سه واژه
bare خرگوش خالدار
brain به معنی کشتن از طریق زدن ضربه به سر به خصوص در حیوانات
scheme طرح ، برنامه
تحت الفظی میشه : طرح کشتن ضربه مغزی خرگوش خالدار
که نشدنی هست پس خالی بندی معنی میده
تشکیل شده از سه واژه
bare خرگوش خالدار
brain به معنی کشتن از طریق زدن ضربه به سر به خصوص در حیوانات
scheme طرح ، برنامه
تحت الفظی میشه : طرح کشتن ضربه مغزی خرگوش خالدار
که نشدنی هست پس خالی بندی معنی میده
نقشه احمقانه و نابخردانه