🔸 معادل فارسی ( بر اساس درخواست شما ) :
• توبیخ کردن، شدیداً سرزنش کردن
• مواخذه کردن، بازخواست کردن
🔸 مثال ها ( برای معنای توبیخ کردن ) :
• My father will hang me if he finds out I broke his tool.
... [مشاهده متن کامل]
اگه بابام بفهمه وسیله اش رو شکستم، شدیداً توبیخم میکنه.
• The teacher hung the whole class for cheating.
معلم برای تقلب، سر کلاس حسابی همه را توبیخ کرد.
• Don't worry, the manager won't hang you for a small mistake.
نگران نباش، مدیر برای یک اشتباه کوچک آنقدر گیر نمیده.
• I got hung by my supervisor for being late three times this week.
این هفته سه بار دیر آمدم و سوپروایزر حسابی پی کارم رسید.
• توبیخ کردن، شدیداً سرزنش کردن
• مواخذه کردن، بازخواست کردن
🔸 مثال ها ( برای معنای توبیخ کردن ) :
... [مشاهده متن کامل]
اگه بابام بفهمه وسیله اش رو شکستم، شدیداً توبیخم میکنه.
معلم برای تقلب، سر کلاس حسابی همه را توبیخ کرد.
نگران نباش، مدیر برای یک اشتباه کوچک آنقدر گیر نمیده.
این هفته سه بار دیر آمدم و سوپروایزر حسابی پی کارم رسید.