🔸 مثال ها:
Hang on to the railing; the stairs are slippery.
به نرده چنگ بزن؛ پله ها لغزنده هستند.
I'm going to hang on to these old photos for sentimental reasons.
این عکس های قدیمی را به دلایل احساسی نگه می دارم.
... [مشاهده متن کامل]
He managed to hang on to his job despite the company's layoffs.
او با وجود تعدیل نیرو در شرکت، توانست شغل خود را حفظ کند.
Hang on to your dreams, no matter how difficult things get.
به رویاهایت چنگ بزن، مهم نیست که شرایط چقدر سخت می شود.
به نرده چنگ بزن؛ پله ها لغزنده هستند.
این عکس های قدیمی را به دلایل احساسی نگه می دارم.
... [مشاهده متن کامل]
او با وجود تعدیل نیرو در شرکت، توانست شغل خود را حفظ کند.
به رویاهایت چنگ بزن، مهم نیست که شرایط چقدر سخت می شود.
### 1. Hang on to something ( literal ) – نگه داشتن چیزی ( به صورت فیزیکی )
- English: "Hang on to the railing so you don’t fall. "
- Persian: "نرده را محکم نگه دار تا نیفتی. "
### 2. Hang on to memories – حفظ کردن خاطرات
... [مشاهده متن کامل]
- English: "She likes to hang on to old photographs. "
- Persian: "او دوست دارد عکس های قدیمی را حفظ کند. "
### 3. Hang on to hope – امید را نگه داشتن
- English: "No matter what happens, hang on to hope. "
- Persian: "هرچه اتفاق بیفتد، امیدت را از دست نده. "
### 4. Hang on to power – حفظ قدرت
- English: "The leader struggled to hang on to power. "
- Persian: "رهبر برای حفظ قدرت تقلا کرد. "
### 5. Hang on to money – پول را پس انداز کردن/سخت نگه داشتن
- English: "He’s tight - fisted and hangs on to every penny. "
- Persian: "او خسیس است و هر ریال را با سختی نگه می دارد. "
### 6. Hang on to a job – حفظ شغل
- English: "She’s trying to hang on to her job despite the cuts. "
- Persian: "او با وجود کاهش ها سعی دارد شغلش را حفظ کند. "
### 7. Hang on to life – به زندگی چسبیدن
- English: "The patient is hanging on to life. "
- Persian: "بیمار به سختی به زندگی چسبیده است. "
### 8. Hang on to an idea – پایبند ماندن به یک ایده
- English: "He still hangs on to the idea of starting his own business. "
- Persian: "او هنوز به فکر شروع کسب وکار خودش پایبند است. "
### 9. Hang on to a habit – ترک نکردن یک عادت
- English: "It’s hard to hang on to bad habits. "
- Persian: "ترک عادت های بد سخت است. "
### 10. Hang on to someone ( emotionally ) – وابسته بودن به کسی
- English: "She still hangs on to her ex emotionally. "
- Persian: "او هنوز از نظر عاطفی به معشوقه سابقش وابسته است. "
- - -
### Key Notes:
- "Hang on to" implies keeping, retaining, or not letting go of something ( physically or emotionally ) .
- In Persian, "نگه داشتن", "حفظ کردن", or "چسبیدن به" are common translations.
- The phrase can be literal ( holding an object ) or metaphorical ( keeping hope, power, etc. ) .
deepseek
- Persian: "نرده را محکم نگه دار تا نیفتی. "
### 2. Hang on to memories – حفظ کردن خاطرات
... [مشاهده متن کامل]
- Persian: "او دوست دارد عکس های قدیمی را حفظ کند. "
### 3. Hang on to hope – امید را نگه داشتن
- Persian: "هرچه اتفاق بیفتد، امیدت را از دست نده. "
### 4. Hang on to power – حفظ قدرت
- Persian: "رهبر برای حفظ قدرت تقلا کرد. "
### 5. Hang on to money – پول را پس انداز کردن/سخت نگه داشتن
- Persian: "او خسیس است و هر ریال را با سختی نگه می دارد. "
### 6. Hang on to a job – حفظ شغل
- Persian: "او با وجود کاهش ها سعی دارد شغلش را حفظ کند. "
### 7. Hang on to life – به زندگی چسبیدن
- Persian: "بیمار به سختی به زندگی چسبیده است. "
### 8. Hang on to an idea – پایبند ماندن به یک ایده
- Persian: "او هنوز به فکر شروع کسب وکار خودش پایبند است. "
### 9. Hang on to a habit – ترک نکردن یک عادت
- Persian: "ترک عادت های بد سخت است. "
### 10. Hang on to someone ( emotionally ) – وابسته بودن به کسی
- Persian: "او هنوز از نظر عاطفی به معشوقه سابقش وابسته است. "
- - -
- In Persian, "نگه داشتن", "حفظ کردن", or "چسبیدن به" are common translations.
زن خوبیه . ولش نکن
متوسل شدن
※ جزو "Phrasal Verb"ها یا افعال ترکیبی محسوب میشه.
※ معنی انگلیسی: To Hold/Keep Something
※ معنی فارسی: نگهداشتن - دوام داشتن - ادامه دادن
※ مثال: I Was Trying To Hang On To My Bag & Not Let Anyone Rob My Money
... [مشاهده متن کامل]
سعی میکردم کیفم رو خوب نگه دارم ( خوب بچسبم ) و اجازه ندم کسی پولم رو بدزده!
※ معنی انگلیسی: To Hold/Keep Something
※ معنی فارسی: نگهداشتن - دوام داشتن - ادامه دادن
※ مثال: I Was Trying To Hang On To My Bag & Not Let Anyone Rob My Money
... [مشاهده متن کامل]
سعی میکردم کیفم رو خوب نگه دارم ( خوب بچسبم ) و اجازه ندم کسی پولم رو بدزده!