🔸 معادل فارسی:
• دست دراز، پرلاس
• کسی که زیاد دست می زند
• ( رفتاری ) زیادی لمسی، زیادی فیزیکی
مثال:
The new manager is a bit handsy – he always touches your shoulder when he talks to you.
... [مشاهده متن کامل]
مدیر جدید یه کم دست درازه – همیشه وقتی باهات حرف می زنه، شانه ات رو لمس می کنه.
She complained that her date was too handsy.
او شکایت کرد که نامزدش زیادی لمسی ( پرلاس ) بود.
He gets handsy when he's drunk.
وقتی مست می شه، دست دراز می شه. ( توصیف هر کسی که بیش از حد معمول از دست های خود برای لمس کردن استفاده می کند، به کار رود، حتی اگر قصد بدی نداشته باشد. با این حال، همچنان یک توصیف انتقادی است. )
• دست دراز، پرلاس
• کسی که زیاد دست می زند
• ( رفتاری ) زیادی لمسی، زیادی فیزیکی
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
مدیر جدید یه کم دست درازه – همیشه وقتی باهات حرف می زنه، شانه ات رو لمس می کنه.
او شکایت کرد که نامزدش زیادی لمسی ( پرلاس ) بود.
وقتی مست می شه، دست دراز می شه. ( توصیف هر کسی که بیش از حد معمول از دست های خود برای لمس کردن استفاده می کند، به کار رود، حتی اگر قصد بدی نداشته باشد. با این حال، همچنان یک توصیف انتقادی است. )
پُرتماس
دست دراز
کسیکه دستمالی میکنه، بر خلاف میل تماس فیزیکی برقرار میکنه