1. At that point the radio handset fell to pieces.
[ترجمه گوگل]در آن لحظه گوشی رادیو تکه تکه شد
[ترجمه ترگمان]در این لحظه گوشی رادیویی تکه تکه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. A handset would contain an ultrasonic transmitter and the television fitted with a matching receiver.
[ترجمه گوگل]یک گوشی حاوی فرستنده اولتراسونیک و تلویزیون مجهز به گیرنده منطبق است
[ترجمه ترگمان]گوشی شامل یک فرستنده سنج و یک دستگاه تلویزیون مجهز به یک گیرنده منطبق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. He picked up the radio handset.
4. It builds the handset for intercom announcements on the Boeing 76
[ترجمه گوگل]این گوشی را برای اطلاعیه های اینترکام در بوئینگ 76 می سازد
[ترجمه ترگمان]این فیلم، گوشی آیفون ۷۶ را بر روی هواپیمای بوئینگ ۷۶ ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Picking up the radio handset, he called the exercise to a halt.
[ترجمه گوگل]او با برداشتن گوشی رادیو، تمرین را متوقف کرد
[ترجمه ترگمان]گوشی را برداشت و شروع به دویدن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. And you must recharge the handset by keeping it cradled in the base when not in use.
[ترجمه گوگل]و هنگام عدم استفاده باید گوشی را با نگه داشتن آن در پایه شارژ کنید
[ترجمه ترگمان]و شما باید با نگه داشتن گوشی در هنگام استفاده، گوشی را شارژ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. to replace the handset .
8. The handset looked like an ordinary portable phone, with numbered buttons for dialling.
[ترجمه گوگل]این گوشی مانند یک تلفن قابل حمل معمولی به نظر می رسید، با دکمه های شماره گذاری شده برای شماره گیری
[ترجمه ترگمان]گوشی مثل یک تلفن قابل حمل معمولی بود با دکمه های شماره دار برای شماره گیری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. The handset is a NiCad rechargeable system that takes 12 hours to fully charge.
[ترجمه گوگل]این گوشی یک سیستم شارژی NiCad است که 12 ساعت طول می کشد تا به طور کامل شارژ شود
[ترجمه ترگمان]گوشی یک سیستم قابل شارژ NiCad است که ۱۲ ساعت طول می کشد تا به طور کامل شارژ شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The handset looks like an elongated remote control and weighs only 1 pound.
[ترجمه گوگل]این گوشی شبیه یک کنترل از راه دور کشیده به نظر می رسد و تنها 1 پوند وزن دارد
[ترجمه ترگمان]گوشی مانند یک کنترل از راه دور افتاده به نظر می رسد و تنها یک پوند وزن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. The supplied infra-red remote control handset also enables control of a suitably appointed Nakamichi cassette deck.
[ترجمه گوگل]گوشی کنترل از راه دور مادون قرمز ارائه شده همچنین کنترل یک عرشه نوار کاست Nakamichi را که به طور مناسب تعیین شده است را امکان پذیر می کند
[ترجمه ترگمان]گوشی کنترل از راه دور مجهز به کنترل از راه دور نیز کنترل یک کاست غیر مناسب را به طور مناسب به دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. This worst handset also had 39 times the safe level of enterobacteria, a group of bacteria that live in the lower intestines of humans and animals and include bugs such as Salmonella.
[ترجمه گوگل]این بدترین گوشی همچنین دارای 39 برابر سطح ایمن انتروباکتری ها بود، گروهی از باکتری ها که در روده های تحتانی انسان و حیوانات زندگی می کنند و شامل حشراتی مانند سالمونلا می شوند
[ترجمه ترگمان]این بدترین گوشی هم ۳۹ بار سطح ایمن of را داشت، گروهی از باکتری ها که در روده ها پایینی انسان ها و حیوانات زندگی می کنند و حشراتی مثل سالمونلا را در بر می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. In particular the telephone handset design to maximize customer satisfaction.
[ترجمه گوگل]به ویژه طراحی گوشی تلفن برای به حداکثر رساندن رضایت مشتری
[ترجمه ترگمان]به طور خاص، طراحی گوشی تلفن برای به حداکثر رساندن رضایت مشتری طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. When either telephone handset is taken off - hook, the remote telephone automatically rings.
[ترجمه گوگل]هنگامی که هر یک از گوشی های تلفن را جدا کنید، تلفن از راه دور به طور خودکار زنگ می زند
[ترجمه ترگمان]زمانی که هر دو گوشی تلفن قطع می شود، تلفن از راه دور به طور خودکار زنگ می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید