handset

/ˈhændˌset//ˈhændset/

(تلفن که گوشی و شماره گیر و غیره ی آن یک تکه باشد و بتوان همه ی آن را در یک دست نگه داشت) تلفن دستی (در برابر تلفن دیواری یا رومیزی)، دستگاه فرستنده وگیرنده گوشی ودهانی تلفن در یک قطعه، علوم مهندسى : قلاب گوشى

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a telephone with the receiver and transmitter contained in a single hand-held unit.

جمله های نمونه

1. At that point the radio handset fell to pieces.
[ترجمه گوگل]در آن لحظه گوشی رادیو تکه تکه شد
[ترجمه ترگمان]در این لحظه گوشی رادیویی تکه تکه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A handset would contain an ultrasonic transmitter and the television fitted with a matching receiver.
[ترجمه گوگل]یک گوشی حاوی فرستنده اولتراسونیک و تلویزیون مجهز به گیرنده منطبق است
[ترجمه ترگمان]گوشی شامل یک فرستنده سنج و یک دستگاه تلویزیون مجهز به یک گیرنده منطبق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He picked up the radio handset.
[ترجمه گوگل]گوشی رادیو را برداشت
[ترجمه ترگمان]گوشی را برداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It builds the handset for intercom announcements on the Boeing 76
[ترجمه گوگل]این گوشی را برای اطلاعیه های اینترکام در بوئینگ 76 می سازد
[ترجمه ترگمان]این فیلم، گوشی آیفون ۷۶ را بر روی هواپیمای بوئینگ ۷۶ ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Picking up the radio handset, he called the exercise to a halt.
[ترجمه گوگل]او با برداشتن گوشی رادیو، تمرین را متوقف کرد
[ترجمه ترگمان]گوشی را برداشت و شروع به دویدن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. And you must recharge the handset by keeping it cradled in the base when not in use.
[ترجمه گوگل]و هنگام عدم استفاده باید گوشی را با نگه داشتن آن در پایه شارژ کنید
[ترجمه ترگمان]و شما باید با نگه داشتن گوشی در هنگام استفاده، گوشی را شارژ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. to replace the handset .
[ترجمه گوگل]برای تعویض گوشی
[ترجمه ترگمان]تا گوشی را عوض کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The handset looked like an ordinary portable phone, with numbered buttons for dialling.
[ترجمه گوگل]این گوشی مانند یک تلفن قابل حمل معمولی به نظر می رسید، با دکمه های شماره گذاری شده برای شماره گیری
[ترجمه ترگمان]گوشی مثل یک تلفن قابل حمل معمولی بود با دکمه های شماره دار برای شماره گیری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The handset is a NiCad rechargeable system that takes 12 hours to fully charge.
[ترجمه گوگل]این گوشی یک سیستم شارژی NiCad است که 12 ساعت طول می کشد تا به طور کامل شارژ شود
[ترجمه ترگمان]گوشی یک سیستم قابل شارژ NiCad است که ۱۲ ساعت طول می کشد تا به طور کامل شارژ شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The handset looks like an elongated remote control and weighs only 1 pound.
[ترجمه گوگل]این گوشی شبیه یک کنترل از راه دور کشیده به نظر می رسد و تنها 1 پوند وزن دارد
[ترجمه ترگمان]گوشی مانند یک کنترل از راه دور افتاده به نظر می رسد و تنها یک پوند وزن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The supplied infra-red remote control handset also enables control of a suitably appointed Nakamichi cassette deck.
[ترجمه گوگل]گوشی کنترل از راه دور مادون قرمز ارائه شده همچنین کنترل یک عرشه نوار کاست Nakamichi را که به طور مناسب تعیین شده است را امکان پذیر می کند
[ترجمه ترگمان]گوشی کنترل از راه دور مجهز به کنترل از راه دور نیز کنترل یک کاست غیر مناسب را به طور مناسب به دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. This worst handset also had 39 times the safe level of enterobacteria, a group of bacteria that live in the lower intestines of humans and animals and include bugs such as Salmonella.
[ترجمه گوگل]این بدترین گوشی همچنین دارای 39 برابر سطح ایمن انتروباکتری ها بود، گروهی از باکتری ها که در روده های تحتانی انسان و حیوانات زندگی می کنند و شامل حشراتی مانند سالمونلا می شوند
[ترجمه ترگمان]این بدترین گوشی هم ۳۹ بار سطح ایمن of را داشت، گروهی از باکتری ها که در روده ها پایینی انسان ها و حیوانات زندگی می کنند و حشراتی مثل سالمونلا را در بر می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In particular the telephone handset design to maximize customer satisfaction.
[ترجمه گوگل]به ویژه طراحی گوشی تلفن برای به حداکثر رساندن رضایت مشتری
[ترجمه ترگمان]به طور خاص، طراحی گوشی تلفن برای به حداکثر رساندن رضایت مشتری طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. When either telephone handset is taken off - hook, the remote telephone automatically rings.
[ترجمه گوگل]هنگامی که هر یک از گوشی های تلفن را جدا کنید، تلفن از راه دور به طور خودکار زنگ می زند
[ترجمه ترگمان]زمانی که هر دو گوشی تلفن قطع می شود، تلفن از راه دور به طور خودکار زنگ می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[برق و الکترونیک] گوشی تلفن بخشی از دیتگاه تلفن که در یک سر آن میکروفون و در سر دیگر آن بلندگوی گوشی قرار دارد.

انگلیسی به انگلیسی

• telephone with the receiver and transmitter combined in a single handheld unit
the handset of a portable telephone is the part that you hold near your ear and speak into.

پیشنهاد کاربران

handset ( n ) ( h�ndsɛt ) =the part of a telephone that you hold close to your mouth and ear to speak into and listen
handset
قسمتی که با دست گرفته میشه یا چیز دستگیره مانند برای نگه داشتن وسیله
نکته: Headset به ابزاری مثل هندزفری، هدفون و. . . گفته میشه که با گوش سروکار دارن و باید روی گوش قرار بکیرن
Headest Handset
[تلفن و گوشی]
دسته
handset ( عمومی )
واژه مصوب: گوشی 1
تعریف: [عمومی] دستگاه تلفن|||[مهندسی مخابرات] بخشی از دستگاه تلفن که کاربر به واسطۀ آن مکالمه می‏کند
بی سیم
گوشی
. The kids will wear 3d handset and be completely absorbed in it

گیرنده تلفن
گوشی تلفن

بپرس