این عبارت ( که معمولاً به صورت all thumbs یا hands like feet بیان می شود ) به معنای بی دست و پا بودن، نداشتن مهارت در کارهای ظریف است
مثال ها:
۱. He tried to fix the delicate vase, but he has hands like feet and broke it.
... [مشاهده متن کامل]
او سعی کرد vase ظریف را تعمیر کند، اما خیلی بی دست و پا بود و آن را شکست.
۲. I can't sew; I am hands like feet when it comes to needlework.
نمی توانم بدوزم؛ وقتی صحبت از کارهای سوزن دوزی می شود، کاملا بی دست و پا هستم.
۳. Don't let him hold the baby; he has hands like feet.
اجازه ندهید نوزاد را بگیرد؛ او خیلی بی مهارت است.
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او سعی کرد vase ظریف را تعمیر کند، اما خیلی بی دست و پا بود و آن را شکست.
نمی توانم بدوزم؛ وقتی صحبت از کارهای سوزن دوزی می شود، کاملا بی دست و پا هستم.
اجازه ندهید نوزاد را بگیرد؛ او خیلی بی مهارت است.