🔸 معادل فارسی:
• راهنمایی بیش از حد، حمایت بیش از اندازه ( تا حد وابستگی )
• دستگیری کردن ( در معنای واقعی یا استعاری )
• نظارت و راهنمایی کامل ( از صفر تا صد )
• کنار دستی کسی را گرفتن و انجام کار را به او یاد دادن
... [مشاهده متن کامل]
• ( در محیط کار ) به کسی چُسبیدن و مدام راه نشان دادن
🔸 مثال ها:
"My new assistant needs constant hand - holding. I spend half my day explaining basic tasks. "
دستیار جدید من مدام نیاز دارد کنار دستش باشم و راهنمایی اش کنم. نصف روزم را صرف توضیح کارهای اولیه می کنم.
"This software is designed for professionals – it doesn't offer much hand - holding for beginners. "
این نرم افزار برای حرفه ای ها طراحی شده – برای مبتدی ها راهنمایی زیادی ندارد ( خودخوان است ) .
"Some clients expect hand - holding, but our service is for independent investors. "
بعضی مشتری ها انتظار راهنمایی قدم به قدم دارند، اما خدمات ما برای سرمایه گذاران مستقل است.
• راهنمایی بیش از حد، حمایت بیش از اندازه ( تا حد وابستگی )
• دستگیری کردن ( در معنای واقعی یا استعاری )
• نظارت و راهنمایی کامل ( از صفر تا صد )
• کنار دستی کسی را گرفتن و انجام کار را به او یاد دادن
... [مشاهده متن کامل]
• ( در محیط کار ) به کسی چُسبیدن و مدام راه نشان دادن
🔸 مثال ها:
دستیار جدید من مدام نیاز دارد کنار دستش باشم و راهنمایی اش کنم. نصف روزم را صرف توضیح کارهای اولیه می کنم.
این نرم افزار برای حرفه ای ها طراحی شده – برای مبتدی ها راهنمایی زیادی ندارد ( خودخوان است ) .
بعضی مشتری ها انتظار راهنمایی قدم به قدم دارند، اما خدمات ما برای سرمایه گذاران مستقل است.
دلگرمی
حمایت