halophyte


معنی: نمک خواه، گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
معانی دیگر: (گیاهی که می تواند در خاک نمکی بروید) شوره زار زی، شوره زار روی، شوررست
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The diversity of the halophytes is summed up based on the investigation of natural halophytes, the composition and feature of the typical halophyte landscape is analyzed.
[ترجمه ترگمان]تنوع of براساس تحقیقات of طبیعی جمع بندی شده است، ترکیب و ویژگی منظره عادی halophyte تحلیل شده است
[ترجمه گوگل]تنوع هالوفیدها براساس بررسی هالوفیت های طبیعی خلاصه می شود، ترکیب و ویژگی های منظره ی هالوفیات مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. As a typical halophyte living in salina and seashore, Suaeda salsa possesses high value in use, as it is rich in amino acid, vitamin and mineral.
[ترجمه ترگمان]به عنوان یک halophyte معمولی که در دریاچه salina و ساحل دریا زندگی می کند، Suaeda salsa دارای ارزش بالایی در استفاده است چون غنی از آمینو اسید، ویتامین و مواد معدنی است
[ترجمه گوگل]ساندویچ سوئدا به عنوان یک هالوفیت معمولی در جزیره Salina و ساحل دریای خزر، ارزش زیادی در مصرف دارد، زیرا غنی از اسید آمینه، ویتامین و مواد معدنی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The halophyte plants have been found to be resistant to salt stress caused by Na +.
[ترجمه ترگمان]یافت شده که گیاهان halophyte در برابر فشار نمک ناشی از Na + مقاوم هستند
[ترجمه گوگل]گیاهان هالوفیت مقاوم به تنش شوری ناشی از سدیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In order to endure salinity, salt-dilution halophyte, the Suaeda salsa took the most important measures of succulence of some organs.
[ترجمه ترگمان]به منظور تحمل شوری، نمک - رقیق شدگی، سالسا، most measures برخی از اندام ها را به خود اختصاص داد
[ترجمه گوگل]به منظور تحمل شوری، حلال نمکی از هالوفیت، سعادت سوئایا مهمترین اقدامات سکته مغزی برخی از ارگان ها را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In the condition of revert of the halophyte, the soil organic matter is less than 0. %, the soil is even more poor.
[ترجمه ترگمان]در شرایط بازگشت of، ماده آلی خاک کم تر از ۰ است %، خاک حتی more است
[ترجمه گوگل]در شرایط بازگشت هالوفیت، ماده آلی خاک کمتر از 0٪ است، خاک حتی فقیرتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Isolation and Characterization of CMO Gene Promoter from Halophyte Suaeda liaotungensis K.
[ترجمه ترگمان]جداسازی و توصیف ژن CMO از Halophyte Suaeda liaotungensis K
[ترجمه گوگل]جداسازی و شناسایی ژن ژن CMO از ژن Halophyte Suaeda liaotungensis K
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The kernel of solonchak agriculture is to breed halophyte with high economy to endure the saline environment.
[ترجمه ترگمان]هسته کشاورزی solonchak پرورش ماهی با اقتصاد بالا برای تحمل محیط شور است
[ترجمه گوگل]هسته کشاورزی سونچاک برای پرورش هالوفیات با اقتصاد بالا برای تحمل محیط شور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The investigation used the seed oil of halophyte alfalfa as the substrate, converting the linoleic acid in the oil to conjugated linoleic acid with the Lactobacillus acidophilus
[ترجمه ترگمان]در این تحقیق از روغن دانه of یونجه به عنوان زیر لایه استفاده شد، و باعث تبدیل اسید مالیک در روغن linoleic conjugated با لاکتوباسیلوس acidophilus شد
[ترجمه گوگل]این تحقیق از روغن دانه یونجه هالوفیت به عنوان سوبسترا استفاده کرد و اسید لینولئیک را در روغن به اسید لینولئیک کنجد با اسیدفولوس لاکتوباسیلوس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Solonchak agriculture is a kind of agriculture which uses diverse saline soil and uncropped land irrigated with saline water or seawater to cultivate economic halophyte .
[ترجمه ترگمان]کشاورزی Solonchak نوعی کشاورزی است که از خاک شور متنوع و زمین های زراعی آبیاری شده با آب شور یا آب دریا برای پرورش halophyte اقتصادی استفاده می کند
[ترجمه گوگل]کشاورزی سولونچاک نوعی کشاورزی است که از خاک های شور بسیار متنوع و زمین های بدون خاکستری آبیاری شده با آب شور و یا آب دریا برای کشت زیتون های اقتصادی استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Finally, put forward the suggestion of protecting the typical halophyte landscapes, studying the halophyte succession and increasing the woody halophyte .
[ترجمه ترگمان]در نهایت، پیشنهاد حفاظت از مناظر طبیعی halophyte را مطرح کرده، توالی halophyte را مطالعه کرده و halophyte چوبی را افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]در نهایت، پیشنهاد حفاظت از منظره های هالوفیت معمولی، مطالعه جانشینی هالوفیت و افزایش هالوفیات چوبی پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This indicated that the injurious effect of osmotic stress played a main role in salt injury of the halophyte saltbush.
[ترجمه ترگمان]این موضوع نشان داد که اثر زیان آور تنش اسمزی، نقش اصلی را در آسیب نمک به halophyte halophyte ایفا می کند
[ترجمه گوگل]این نشان داد که اثر آسیبرسانی استرس اسموتی نقش اصلی در آسیب دیدگی نمک زغالی هالوفیت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نمک خواه (اسم)
halophyte

گیاه اب شور یا گیاه شوره زی (اسم)
halophyte

تخصصی

[نساجی] نمک خواه

پیشنهاد کاربران

halophyte ( کشاورزی - زراعت و اصلاح نباتات )
واژه مصوب: نمک رُست
تعریف: گیاهی که معمولاً در خاک های قلیایی یا شور رشد می کند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما