halfway up

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( زمانی/فرایندی ) در میانه ی راه، در نیمه ی مسیر ( به سمت بالا یا جلو )
• ( مجازی ) نیمه کاره، در میانه ی یک فرایند صعودی
مثال؛
( مجازی – کار ) I'm halfway up this project, but I'm already exhausted.
...
[مشاهده متن کامل]

در نیمه ی این پروژه هستم، اما همین حالا هم خسته ام.
( مجازی – رشد ) The company is halfway up the path to becoming a market leader.
این شرکت در میانه ی مسیر تبدیل شدن به یک رهبر بازار است.