۱. مرکز بازپروری / خانه میان راهی ( اسم ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
After leaving prison, he spent three months in a halfway house to adjust to society. ۲. مرکز ترک اعتیاد یا بازگشت به اجتماع ( اسم )
... [مشاهده متن کامل]
The city is building a new halfway house for recovering addicts.
۳. حد وسط / راه میانه ( اسم )
The proposed law is a halfway house between total ban and full legalization.
۴. مصالحه / توافق نسبی ( اسم )
The new agreement represents a halfway house for both political parties.
۵. اقامتگاه موقت / گرمخانه ( اسم )
She volunteered at a halfway house for homeless women and children.
۶. توقفگاه میان راه / کاروانسرا ( اسم - قدیمی )
The old halfway house used to serve travelers moving between the two cities.
توضیح:
این اصطلاح در وهله اول به مرکزی اطلاق می شود که برای افرادی که از زندان، تیمارستان یا مراکز ترک اعتیاد مرخص شده اند، فضای اسکان موقت فراهم می کند تا فرآیند بازگشت آن ها به زندگی عادی و جامعه تسهیل شود. در معنای انتزاعی، به هرگونه راه حل، توافق یا وضعیتی گفته می شود که نه کاملاً این طرف است و نه کاملاً آن طرف، بلکه یک نقطه میانی یا سازش میان دو قطب مخالف محسوب می شود.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Rehabilitation center / Transition home / Middle ground / Compromise / Shelter / Recovery house / Hostel / Golden mean / Intermediate stage / Safe house / Settlement / Mediation
Half - way house
نه این و نه آن
مصالحه - سازش - یعنی مصالح هر دو طرف درنظر گرفته بشود
مصالحه یا سازش
arrangement which includes features of two contrasting idea; compromise
منزل بین راهی هست اما وقتی میگن یه چیزی halfway house هست یعنی ویژگی های دو چیز متفاوت رو ادغام میکنه
خانه بازپروری ، خانه نصفه راه قبل از رسیدن به خانه اصلی یا جامعه
halfway house ( اعتیاد )
واژه مصوب: خانۀ نیمه راهی
تعریف: اقامتگاهی موقتی که معتادان درمان شده در مراکز بستری پیش از رفتن به خانه به آنجا منتقل می شوند
میانگاه، نقطه میانی
a compromise between two different or opposing views or courses of action.
- مرکز بازپروری، مرکز توانبخشی ( محلی که زندانیان، معتادان و غیره را پس از آزادی در آن منزل می دهند تا کم کم به اجتماع و آزادی خوبگیرند )
- استراحتگاه بین راه، منزلگاه بین راهی ( در مسافرت )
- بینابین، حد وسط چیزی!
کمپ، آسایشگاه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)