🔸 معادل فارسی:
• ( رفتاری – رایج ) لات، ولنگار، بی تربیت، نتراشیده ( از نظر فرهنگی )
• ( رفتاری – خشن ) خشن، زمخت، عاری از ظرافت
🔸 مثال ها:
( توصیف فرد خشن )
"The bikers were a bunch of hairy - ass guys who lived by their own rules. "
... [مشاهده متن کامل]
موتورسوارها دسته ای از آدم های لات و خشن بودند که با قوانین خودشان زندگی می کردند.
( طنز بین دوستان )
"You ate that whole steak with your hands? You hairy - ass animal!"
کل آن استیک را با دست خوردی؟ تو چه حیوانِ لاتی هستی!
( منفی – بی تربیتی )
"I'm not going to that party – it's full of hairy - ass rednecks. "
من به آن مهمانی نمی روم – پر از آدم های لات و بی فرهنگ بی کلاس است.
( اعتراض به رفتار زمخت )
"Clean up your mess, you hairy - ass slob. "
جمع و جور کن کثافت کاریات را، ای ولنگار بی تربیت.
• ( رفتاری – رایج ) لات، ولنگار، بی تربیت، نتراشیده ( از نظر فرهنگی )
• ( رفتاری – خشن ) خشن، زمخت، عاری از ظرافت
🔸 مثال ها:
( توصیف فرد خشن )
... [مشاهده متن کامل]
موتورسوارها دسته ای از آدم های لات و خشن بودند که با قوانین خودشان زندگی می کردند.
( طنز بین دوستان )
کل آن استیک را با دست خوردی؟ تو چه حیوانِ لاتی هستی!
( منفی – بی تربیتی )
من به آن مهمانی نمی روم – پر از آدم های لات و بی فرهنگ بی کلاس است.
( اعتراض به رفتار زمخت )
جمع و جور کن کثافت کاریات را، ای ولنگار بی تربیت.