hairdo

/ˈherˌduː//ˈheəduː/

معنی: ارایش موی زنان بفرم مخصوصی
معانی دیگر: (زنانه) آرایش مو، سبک زدن مو، مدل مو، ارایشگر زنانه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: hairdos
• : تعریف: the style or shape in which hair is arranged; coiffure.
مشابه: coiffure

جمله های نمونه

1. i am going to change my hairdo
می خواهم مدل مویم را تغییر بدهم.

2. Her hairdo and make - up look positively ghastly!
[ترجمه ترگمان]آرایشگر و آرایش او خیلی ترسناک به نظر می رسند!
[ترجمه گوگل]آرایش و آرایش خود را به صورت منحصر به فرد ظاهر می شود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. That hairdo takes years off you.
[ترجمه ترگمان]اون آرایشگر خیلی طول میکشه
[ترجمه گوگل]این فریزر سالها را از شما میگیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Do you like my new hairdo?
[ترجمه ترگمان]مدل موی جدیدم رو دوست داری؟
[ترجمه گوگل]آیا موی جدید خود را دوست دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She had a most elaborate hairdo, all piled up on top of her head.
[ترجمه ترگمان]سرش را بالای سرش جمع کرده بود
[ترجمه گوگل]او تا به حال آرایش پیچیده ترین است، همه در بالای سر او جمع شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Jinky was James Dean with a ginger hairdo, an Uddingston rebel without a cause.
[ترجمه ترگمان]سر جیمز دین دین توماس بود با یک آرایشگر زنجبیل، یک یاغی بدون دلیل
[ترجمه گوگل]Jinky جیمز دین با یک فریزر زنجبیل، یک شورشی در ادمینگتون بود بدون هیچ دلیلی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The hairdo displayed her ears, which were almost perfectly formed except for the one minor asymmetry that hardly anyone noticed.
[ترجمه ترگمان]مدل hairdo گوش های خود را نمایش داد که تقریبا به طور کامل شکل گرفتند، به جز یک عدم تقارن کوچک که به ندرت کسی متوجه آن می شد
[ترجمه گوگل]موهایشان گوش های خود را نشان داد که تقریبا کاملا به جز یک نامتقارن جزئی بود که تقریبا هیچ کس متوجه آن نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Her ambitious hairdo curved and swirled like a Henry Moore sculpture.
[ترجمه ترگمان]موهای بلند پروازانه او خمیده شده بود و مانند مجسمه هنری مور دور می زد
[ترجمه گوگل]موی بلندپروازانه او منحنی و پیچیده مانند مجسمه هنری مور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. With her bouffant hairdo, elaborate plumage, gushing charm and bright smile she is a caricature of a countess.
[ترجمه ترگمان]با موهای ژولیده و آراسته با پره ای آراسته و لبخندی درخشان، caricature از کنتس است
[ترجمه گوگل]با فلفل دلمه ای او، پرتقال خالص، جذابیت و لبخند روشن، او کاریکاتور از یک کاراکاس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Did she have a new hairdo?
[ترجمه ترگمان]مدل جدید هم داشت؟
[ترجمه گوگل]آیا او یک مدل موی جدید داشت؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Tim's fancy hairdo was an affectation left over from his younger days.
[ترجمه ترگمان]آرایش رویایی تیم یک تظاهر بود که از روزه ای جوانی او به جا مانده بود
[ترجمه گوگل]آرایش فانتزی تیم، احساسات بیش از روزهای او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Are we here to surf or swap hairdo secrets?
[ترجمه ترگمان]اومدیم موج سواری کنیم یا یه سری رازهای خانوادگی رو عوض کنیم؟
[ترجمه گوگل]آیا ما در اینجا برای گشت و گذار یا مبادله اسرار مومیایی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I mean I'm so excited with my new hairdo.
[ترجمه ترگمان]منظورم این است که من از مدل موی جدیدم خیلی هیجان دارم
[ترجمه گوگل]منظورم این است که من به آرایش جدید خودم هیجان زده هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. That hairdo looks really good on you.
[ترجمه ترگمان]اون مدل موهات خیلی بهت میاد
[ترجمه گوگل]این مدل مو واقعا برای شما خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. A soft hairdo helped to subdue her heavy features.
[ترجمه ترگمان]یک آرایشگر نرم کمک کرد که چهره سنگین او را مهار کند
[ترجمه گوگل]یک موی نرم، به کاهش ویژگی های سنگین خود کمک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ارایش موی زنان بفرم مخصوصی (اسم)
hairdo

به انگلیسی

• hairstyle, coiffure, style in which hair is cut
a hairdo is the style in which your hair has been cut and arranged; an informal word.
hairstyle, style in which a woman's hair is arranged

پیشنهاد کاربران

آرایش مو، مدل مو
The style of cutting and arranging hair
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما