املا صحیح : harebrained
یعنی �نسنجیده، بی فکر، سبک مغز، عجولانه و احمقانه�. معمولاً برای ایده یا نقشه ای استفاده می شود که کاملاً خام و بدون فکر است.
ریشه اش ترکیبی است:
hare = خرگوش صحرایی ( حیوانی که سریع و عصبی و پرجنب وجوش تصور می شود )
... [مشاهده متن کامل]
brained = دارای مغزِ چنین وچنان
در انگلیسی قدیم تصور می کردند خرگوش حیوانی عصبی، بی قرار و بی ثبات است.
پس harebrained یعنی �مغزی مثل خرگوش� → کسی که تند، بی فکر و هیجانی تصمیم می گیرد.
این واژه از قرن شانزدهم وارد انگلیسی شده و در اصل به صورت hare - brained نوشته می شد.
چند مثال پرکاربرد:
1️⃣ That was a harebrained idea – آن یک ایده ی نسنجیده بود
2️⃣ He came up with a harebrained scheme – او یک نقشه ی احمقانه مطرح کرد
3️⃣ Don’t make a harebrained decision – تصمیم عجولانه نگیر
4️⃣ The plan sounded completely harebrained – نقشه کاملاً بی فکرانه به نظر می رسید
بار معنایی اش غیررسمی و کمی تحقیرآمیز است.
یعنی �نسنجیده، بی فکر، سبک مغز، عجولانه و احمقانه�. معمولاً برای ایده یا نقشه ای استفاده می شود که کاملاً خام و بدون فکر است.
ریشه اش ترکیبی است:
hare = خرگوش صحرایی ( حیوانی که سریع و عصبی و پرجنب وجوش تصور می شود )
... [مشاهده متن کامل]
brained = دارای مغزِ چنین وچنان
در انگلیسی قدیم تصور می کردند خرگوش حیوانی عصبی، بی قرار و بی ثبات است.
پس harebrained یعنی �مغزی مثل خرگوش� → کسی که تند، بی فکر و هیجانی تصمیم می گیرد.
این واژه از قرن شانزدهم وارد انگلیسی شده و در اصل به صورت hare - brained نوشته می شد.
چند مثال پرکاربرد:
1️⃣ That was a harebrained idea – آن یک ایده ی نسنجیده بود
2️⃣ He came up with a harebrained scheme – او یک نقشه ی احمقانه مطرح کرد
3️⃣ Don’t make a harebrained decision – تصمیم عجولانه نگیر
4️⃣ The plan sounded completely harebrained – نقشه کاملاً بی فکرانه به نظر می رسید
بار معنایی اش غیررسمی و کمی تحقیرآمیز است.
سرخوشانه
احمقانه
احمقانه